1
00:00:04,124 --> 00:00:06,431
[قسمت هشتم: جون هیوک و سه مین]
من و سه مین خیلی با هم معذبیم

2
00:00:06,432 --> 00:00:07,861
!دیددید

3
00:00:07,862 --> 00:00:09,508
خوشحالم می‌بینمتون

4
00:00:09,509 --> 00:00:11,600
!بالاخره... خونه‌مون یه میز داریم

5
00:00:11,601 --> 00:00:14,169
پس الان جلوی میز جدیدمون داریم فیلم میگیریم -
و بالاخره -

6
00:00:14,170 --> 00:00:16,015
...این صندلی رو

7
00:00:16,016 --> 00:00:17,077
یونگهون برام خریده

8
00:00:17,078 --> 00:00:18,338
وونبین میز رو هم برات نخریده بود؟

9
00:00:18,339 --> 00:00:19,461
وونبین میز رو هم برام خریده

10
00:00:19,462 --> 00:00:22,292
کل این چیزا رو بدون خرج کردن حتی یه قرون کامل کردم

11
00:00:22,293 --> 00:00:23,523
واقعا کار خفنیه

12
00:00:23,524 --> 00:00:25,431
...برای همین راستش یه کم احساس میکنم سرم بی کلاه مونده

13
00:00:25,432 --> 00:00:27,538
برای تولدم حتی یه چیزی هم برام نخرید

14
00:00:27,539 --> 00:00:30,384
البته یونگهون تورو بیشتر از من دوست داره

15
00:00:30,385 --> 00:00:33,646
پس چرا برای تو چیزی نخرید؟ -
من از کجا بدونم؟ -

16
00:00:33,647 --> 00:00:35,938
تو موقع درست کردن این چیزا

17
00:00:35,939 --> 00:00:38,477
یه کیبورد هم خریدی جون هیوک، نشونمون بده

18
00:00:38,478 --> 00:00:40,030
من اینو گرفتم -
صدای خوبی میده -

19
00:00:40,031 --> 00:00:41,077
از خارج سفارش دادمش

20
00:00:41,078 --> 00:00:42,399
سوییچ های مرمری؟

21
00:00:42,431 --> 00:00:43,432
صدای خوبی داره، مگه نه؟

22
00:00:44,631 --> 00:00:48,400
[تق تق تق]

23
00:00:48,401 --> 00:00:50,169
دیروز موقع تمیزکاری ایرپادمو پیدا کردم

24
00:00:50,170 --> 00:00:52,461
هی تو بابل غر میزدم که گمشون کردم

25
00:00:52,462 --> 00:00:53,723
[(...خیره شده)]
پیداشون کردم

26
00:00:53,724 --> 00:00:56,507
به نظرم مونچیچی یه کم ترسناکه

27
00:00:56,508 --> 00:00:58,369
..چشماش

28
00:00:58,370 --> 00:00:59,384
یه کم انگار چشماش از این دنیا پرته

29
00:00:59,385 --> 00:01:02,292
چون چشماش فوکوس نیست، نمیفهمم تو فکرش چی میگذره

30
00:01:02,293 --> 00:01:04,553
اون حرکت چشمات که فوکوسشون می‌پره رو انجام میدی؟

31
00:01:04,554 --> 00:01:07,000
نه انجام نمیدم

32
00:01:07,001 --> 00:01:08,061
اتفاقا حرکت خیلی خفنیه

33
00:01:08,062 --> 00:01:09,799
[(فوکوس صفر)]

34
00:01:11,016 --> 00:01:13,430
این استعداد خاص منه، میتونم چشمامو از فوکوس خارج کنم

35
00:01:13,431 --> 00:01:17,723
[عکس. این مرد رو توی خوابتون دیدین؟]
خیلی ترسناکه

36
00:01:17,724 --> 00:01:20,061
خیلی وقته تورو با لباس خواب ندیدم -
آره خیلی  وقته -

37
00:01:20,062 --> 00:01:21,399
منم خیلی وقته سه مین رو با لباس خواب ندیدم

38
00:01:21,400 --> 00:01:23,215
این لباس خواب زمستونیت نیست؟ -
چرا -

39
00:01:23,216 --> 00:01:25,046
...فقط برای فیلم گرفتن دیددید پوشیدمش

40
00:01:25,047 --> 00:01:26,630
...خب

41
00:01:26,631 --> 00:01:27,846
درباره چی حرف بزنیم؟

42
00:01:27,847 --> 00:01:29,969
[همین اول حرف کم آوردن]
آره درباره چی حرف بزنیم؟

43
00:01:29,970 --> 00:01:31,245
...من و سه مین

44
00:01:31,246 --> 00:01:33,415
خیلی با هم حرف نمیزنیم

45
00:01:33,416 --> 00:01:34,938
میتونیم کنار هم باشیم و حرف نزنیم

46
00:01:34,939 --> 00:01:37,461
و اصلا هم معذب نمیشیم

47
00:01:37,462 --> 00:01:39,245
ما که هر روز با هم میریم مدرسه

48
00:01:39,246 --> 00:01:41,045
صبح که بیدار میشیم، حتی یه کلمه هم حرف نمیزنیم

49
00:01:41,046 --> 00:01:42,307
اصلا با هم حرف نمیزنیم

50
00:01:42,308 --> 00:01:43,738
ساکت ساکت آماده میشیم

51
00:01:43,739 --> 00:01:45,492
"بعد یکیمون میگه "تاکسی بگیریم؟

52
00:01:45,493 --> 00:01:47,138
و بعد تاکسی میگیریم، وقتی میرسیم مدرسه

53
00:01:47,139 --> 00:01:49,445
"میگیم "میری دستگاه فروش یا کلاست؟

54
00:01:49,446 --> 00:01:50,876
"!من میرم کلاس، باشه، بای

55
00:01:50,877 --> 00:01:53,107
میریم سر کلاس و دیگه تموم

56
00:01:53,108 --> 00:01:55,015
وقتی میریم اتاق تمرین با اتوبوس میریم -
آره -

57
00:01:55,016 --> 00:01:58,415
کلاس هامون هر کدوم یه ساعتی تموم میشن

58
00:01:58,416 --> 00:02:00,445
برای همین خیلی کم پیش میاد با هم سوار اتوبوس بشیم

59
00:02:00,446 --> 00:02:01,707
من هر روز بوباپانگ میخورم

60
00:02:01,708 --> 00:02:03,107
چون وقتی میرم مدرسه نمیتونم بخرمش

61
00:02:03,108 --> 00:02:05,368
دلیل اینکه بوباپانگ میخورم مدرسه‌ست

62
00:02:05,369 --> 00:02:06,753
اون جمله رو میشناسی؟ اینکه میگن توی بهشت همه بوباپانگ ها منتظن تا ازت استقبال کنن

63
00:02:06,754 --> 00:02:09,061
فکر کنم تا حالا حدود 120 تا خوردم

64
00:02:09,062 --> 00:02:11,030
[بازم حرفی برای گفتن ندارن]

65
00:02:11,031 --> 00:02:13,568
ما همیشه استارز بازی میکنیم 

66
00:02:13,569 --> 00:02:15,461
پس همین الان با هم مسابقه بدیم

67
00:02:16,785 --> 00:02:18,784
بازنده باید چیکار کنه؟ -
مطمئنی میتونی ببری؟ -

68
00:02:18,785 --> 00:02:20,676
بازنده باید لباس خوابشو دربیاره

69
00:02:21,928 --> 00:02:23,860
بریم سراغ یه چیز دیگه -
باشه -

70
00:02:23,861 --> 00:02:26,568
بیاین بازنده ادا دربیاره -
بازنده باید وایساده حرف بزنه -

71
00:02:26,569 --> 00:02:28,276
تو تا حالا نتونستی منو ببری، سه مین

72
00:02:28,277 --> 00:02:30,953
چون تا حالا با هم بازی نکرده بودیم

73
00:02:30,954 --> 00:02:32,276
مُردی

74
00:02:32,277 --> 00:02:33,568
اوکی

75
00:02:33,569 --> 00:02:35,153
غرورمون وسطه اینجا

76
00:02:35,154 --> 00:02:36,383
جون هیوک که چیزی نیست

77
00:02:36,384 --> 00:02:37,983
لول هامون اصلا قابل مقایسه نیست

78
00:02:38,153 --> 00:02:40,968
فقط به لول سه مین نگاه کن، همین الانشم یه سر و گردن بالاتره

79
00:02:40,969 --> 00:02:41,973
دقیقا، ما فرق داریم

80
00:02:41,974 --> 00:02:44,953
من کلا یه لول دیگه با تو فاصله دارم

81
00:02:44,954 --> 00:02:49,306
[ساکت ترین دیددید تاریخ]

82
00:02:49,307 --> 00:02:51,737
و تموم شدی -
آره بردم -

83
00:02:51,738 --> 00:02:52,999
تا آخرش بازی میکنیم

84
00:02:53,000 --> 00:02:54,383
تا بازی تموم نشه، دست‌بردار نیستیم

85
00:02:54,384 --> 00:03:01,168
[تا وقتی بازی تموم نشده، هیچی تموم نشده]

86
00:03:01,169 --> 00:03:02,583
با گجتم قاطیش کردم

87
00:03:03,692 --> 00:03:05,076
سه مین یهو خیلی حرف برای گفتن پیدا کرد

88
00:03:05,077 --> 00:03:06,091
...صبر کن

89
00:03:06,092 --> 00:03:09,537
اگه اینو ببازه

90
00:03:09,538 --> 00:03:10,891
...دیگه رسما ثابت میشه من ازش بهترم

91
00:03:10,892 --> 00:03:12,291
!هی، بدو

92
00:03:12,292 --> 00:03:13,645
و با این حساب بچه ها

93
00:03:13,646 --> 00:03:15,322
رقابت مکنز

94
00:03:15,323 --> 00:03:18,383
[بازیکن لول‌بالاتر نمیتونه نتیجه رو قبول کنه]
با برد من تموم شد -
یه راند دیگه -

95
00:03:18,384 --> 00:03:19,414
عمرا

96
00:03:19,415 --> 00:03:21,552
این برای همیشه

97
00:03:21,553 --> 00:03:22,983
به عنوان شکست سه مین یادش میمونه

98
00:03:22,984 --> 00:03:25,675
امروز صندلی سه مین رو مصادره میکنم

99
00:03:25,676 --> 00:03:28,337
[بدون هیچ مقاومتی زانو زد]
خوبه، همینجوری ادامه بده

100
00:03:28,338 --> 00:03:29,475
من ملاحظه‌شو کردم

101
00:03:29,476 --> 00:03:31,045
چی داری میگی؟

102
00:03:31,046 --> 00:03:32,368
سه مین، باخت، همین

103
00:03:32,369 --> 00:03:33,383
واقعا خیلی ملاحظه‌شو کردم

104
00:03:33,384 --> 00:03:35,306
کل مدت داشتم باهات بازی میکردم

105
00:03:35,307 --> 00:03:36,860
داشتی دستم مینداختی؟ -
...آره -

106
00:03:37,821 --> 00:03:39,029
واقعا جون هیوک رو دست کم گرفته بودم

107
00:03:39,030 --> 00:03:41,552
...تو حتی یه بارم نتونستی رکوردمو بزنی، بعد چی میگی

108
00:03:41,553 --> 00:03:44,183
باشه قبول دارم -
حالا قبول داری؟ باشه -

109
00:03:44,184 --> 00:03:45,706
فقط مدرک تقدیرت رو نشون بده -
!اوه -

110
00:03:45,707 --> 00:03:50,198
من از دبیرستانم یه مدرک تقدیر گرفتم -
منم یکی گرفتم -

111
00:03:50,199 --> 00:03:52,352
[دوتا دانش آموز نمونه با مدرک های مشابه]
تادا! اینم از این

112
00:03:52,353 --> 00:03:53,521
امروز داریم دیددید رو

113
00:03:53,522 --> 00:03:55,337
توی خوابگاه فیلم میگیریم

114
00:03:55,338 --> 00:03:58,152
برای همین حسابی خونه رو تمیز کردیم -
!واو چقدر صادقی -

115
00:03:58,153 --> 00:04:00,044
این رو موقع تمیزکاری پیدا کردم

116
00:04:00,045 --> 00:04:01,921
برای همین آوردمش که نشونت بدم

117
00:04:01,922 --> 00:04:03,860
دروغ نگو، جای دیگه‌ای نداشتی بذاریش اینجا ولش کردی

118
00:04:04,968 --> 00:04:07,537
قبلا دیددید رو فیلم گرفتی مگه نه؟

119
00:04:07,538 --> 00:04:09,137
من اولین پارتنر دیددیدت بودم؟ اون موقع درباره چی حرف زدین؟

120
00:04:09,138 --> 00:04:11,352
بهم گفت چی باعث میشه کیوت به نظر بیام ***

121
00:04:11,353 --> 00:04:13,275
اوه یه چیزی دارم

122
00:04:13,276 --> 00:04:14,337
که میتونیم درباره‌ش حرف بزنیم

123
00:04:14,338 --> 00:04:15,521
الان تابستونه

124
00:04:15,522 --> 00:04:17,555
"تازه "فلای های! آیدید" رو فیلم گرفتیم

125
00:04:17,556 --> 00:04:18,752
چی فیلم گرفتین؟

126
00:04:18,753 --> 00:04:20,198
وونبین لطفا برو بیرون

127
00:04:20,199 --> 00:04:23,721
[مهمون ناخونده اومده سراغ دیددید مکنز]
صدای فین فین کردن یکی رو میشنوم -
یه مهمون ناخونده همین الان اومد تو -

128
00:04:23,722 --> 00:04:26,413
فکر کردم صدای خنده وونبینه، ولی انگار نه

129
00:04:27,984 --> 00:04:29,998
همینجوری ریلکس نشستی اینجا؟

130
00:04:29,999 --> 00:04:31,506
وونبین منو اینجا گذاشت

131
00:04:31,507 --> 00:04:35,015
خلاصه، تازه یه قسمت با کانسپت ترسناک فیلم گرفتیم

132
00:04:35,016 --> 00:04:37,706
و چون تابستونه، یاد این داستان افتادم

133
00:04:37,707 --> 00:04:40,413
[یه داستان ترسناک برام تعریف کن!" از بک جون هیوک"]
داستان ترسناک؟ باحاله -
آره یه داستان ترسناک -

134
00:04:40,414 --> 00:04:42,952
توی استارشیپ به جای تسخیرشده هست

135
00:04:42,953 --> 00:04:44,583
توی ساختمون اصلی

136
00:04:44,584 --> 00:04:45,921
یه جای روح‌خیز -
یه پاتوق ارواحه -

طبقه اول زیرزمین اتاق های وکال داره

137
00:04:48,322 --> 00:04:49,567
به دو بخش تقسیم شدن

138
00:04:49,568 --> 00:04:52,413
یه طرفش برای کارآموزای دختره

139
00:04:52,414 --> 00:04:55,121
و طرف دیگه برای کارآموزای پسره

140
00:04:55,122 --> 00:04:57,013
و درست وسط بخش کارآموزای پسر

141
00:04:57,014 --> 00:04:58,798
!اتاق شماره هفت قرار داره -
!اتاق شماره هفت -

142
00:04:58,799 --> 00:05:01,367
اتاق وکال شماره هفت تسخیر‌شده‌ست

143
00:05:01,368 --> 00:05:02,567
جدی؟ -
خب اون موقع که من -

144
00:05:02,568 --> 00:05:04,152
عضو نیوکیدز بودم

145
00:05:04,153 --> 00:05:05,782
چون اون موقع تعدادمون زیاد بود

146
00:05:05,783 --> 00:05:10,152
اسکجول گریم و موهامون از ساعت دو شب شروع میشد

147
00:05:10,153 --> 00:05:12,705
یا زودترش از نصفه شب

148
00:05:12,706 --> 00:05:14,752
مو و میکاپ خودم فقط حدود یه ساعت طول میکشید

149
00:05:14,753 --> 00:05:17,782
ولی تا ساعت شش صبح طول میکشید تا کار بقیه تموم بشه -
!آره -

150
00:05:17,783 --> 00:05:20,828
پس تا وقتی منتظر میموندیم، میخوابیدیم

151
00:05:20,829 --> 00:05:21,967
بیشتر توی اتاق های وکال

152
00:05:21,968 --> 00:05:23,536
موقع انتظار میخوابیدیم

153
00:05:23,537 --> 00:05:24,890
همه چراغ ها رو خاموش میکردیم

154
00:05:24,891 --> 00:05:25,951
بعد همه میگرفتیم میخوابیدیم

155
00:05:25,952 --> 00:05:28,105
من حدود چهار بار

156
00:05:28,106 --> 00:05:30,536
توی اتاق شماره هفت خوابیدم

157
00:05:30,537 --> 00:05:33,213
اولین باری که اونجا خوابیدم

158
00:05:33,214 --> 00:05:35,151
دچار فلج خواب شدم

159
00:05:35,152 --> 00:05:36,568
بیدار شدم

160
00:05:36,569 --> 00:05:38,705
ولی اصلا نمیتونستم

161
00:05:38,706 --> 00:05:40,474
بدنم رو تکون بدم

162
00:05:40,475 --> 00:05:41,982
ولی چشمام باز بود

163
00:05:41,983 --> 00:05:44,074
چراغ های راهرو هم خاموش بودن، واسه همین همه جا تاریکِ تاریک بود

164
00:05:44,075 --> 00:05:45,798
یه جوری نمیتونستم تکون بخورم

165
00:05:45,799 --> 00:05:47,659
و یه صدایی شنیدم

166
00:05:47,660 --> 00:05:48,997
...یه صدای خش خش

167
00:05:48,998 --> 00:05:51,321
من به روح و این چیزا اعتقاد ندارم

168
00:05:51,322 --> 00:05:55,228
برای همین فکر کردم فقط خیلی خسته‌ام

169
00:05:55,229 --> 00:05:57,736
و چون

170
00:05:57,737 --> 00:05:58,767
بدنم حال و روز خوبی نداشته، نمیتونستم تکون بخورم

171
00:05:58,768 --> 00:06:01,167
اول انگشتای پام رو تکون دادم و بالاخره از اون حالت دراومدم

172
00:06:01,168 --> 00:06:04,228
بعدم بیخیالش شدم

173
00:06:04,229 --> 00:06:08,413
چند روز بعد دوباره توی اتاق شماره هفت خوابیدم

174
00:06:08,414 --> 00:06:09,490
و دوباره فلج خواب گرفتم

175
00:06:09,491 --> 00:06:10,859
[...نفرین اتاق شماره هفت دوباره شروع شد]
...وااای

176
00:06:10,860 --> 00:06:13,828
اینکه دوباره فلج خواب گرفتم خیلی عجیب بود

177
00:06:13,829 --> 00:06:16,059
برای همین با تمام توانم سعی کردم تکون بخورم

178
00:06:16,060 --> 00:06:18,428
بعد یه چیزی شنیدم

179
00:06:18,429 --> 00:06:19,520
که شبیه صدای یه زن بود

180
00:06:19,521 --> 00:06:22,059
انگار صدا از

181
00:06:22,060 --> 00:06:24,028
یه جای مشخصی از اتاق نمیومد

182
00:06:24,029 --> 00:06:27,013
مثلا جلوی سرم یا پشت سرم

183
00:06:27,014 --> 00:06:29,782
انگار صدا از داخل سرم میومد -
...اوم -

184
00:06:29,783 --> 00:06:30,936
خیلی ترسناک بود

185
00:06:30,937 --> 00:06:32,043
حتی نمی‌فهمیدم چی میگفت

186
00:06:32,044 --> 00:06:34,951
دوباره اول انگشتای پام رو تکون دادم و تونستم از اون حالت بیام بیرون

187
00:06:34,952 --> 00:06:36,628
بعد رفتم سر فیلمبرداری

188
00:06:36,629 --> 00:06:39,520
راستش اون روز اصلا حالم خوب نبود

189
00:06:39,521 --> 00:06:43,074
اینقدر حالم بد بود که تهیه کننده بهم گفت

190
00:06:43,075 --> 00:06:46,012
"باید یه کم استراحت کنی، حتی اگه 30 دقیقه باشه"

191
00:06:46,013 --> 00:06:49,582
منم تشکر کردم، چراغ ها رو خاموش کردم و دوباره یه مدت توی همون اتاق استراحت کردم

192
00:06:49,583 --> 00:06:50,659
بعد دوباره فلج خواب گرفتم

193
00:06:52,152 --> 00:06:55,212
این بار صدای اون زن رو خیلی واضح می‌شنیدم

194
00:06:55,213 --> 00:06:56,689
فیلم "گونجیام، آسایشگاه تسخیرشده" رو دیدی؟ -
آره -

195
00:06:56,690 --> 00:06:58,966
یه صدای شششخ میشنیدم

196
00:06:58,967 --> 00:07:00,366
مثل همون صدایی که توی "گونجیام" بود

197
00:07:00,367 --> 00:07:01,597
یه چیزی شبیه اون

198
00:07:03,029 --> 00:07:04,120
ولی فقط یه صدا نبود

199
00:07:04,121 --> 00:07:05,351
صدای خیلی زیادی بود

200
00:07:05,352 --> 00:07:08,289
همون روز هم از قبل حالم خوب نبود و حتی عرق سرد کرده بودم

201
00:07:08,290 --> 00:07:10,935
چشمام باز بود، ولی نمیتونستم تکون بخورم

202
00:07:10,936 --> 00:07:12,135
و در هم بسته بود

203
00:07:12,136 --> 00:07:14,043
توی یه اتاق کاملا بسته بودم

204
00:07:14,044 --> 00:07:16,428
بدون ذره‌ای نور و صدای شبوشخ رو می‌شنیدم

205
00:07:16,429 --> 00:07:17,781
خیلی ترسیده بودم

206
00:07:17,782 --> 00:07:19,981
تازه نصف شب هم بود

207
00:07:19,982 --> 00:07:22,428
"واسه همین با خودم گفتم "یعنی واقعا الان جن‌زده شدم؟

208
00:07:22,429 --> 00:07:26,535
خیلی ترسیده بودمو بعد از اینکه فیلمبرداری دبیوت پلن تموم شد برگشتم

209
00:07:26,536 --> 00:07:28,966
وقتی برگشتم توی یه اتاق وکال دیگه خوابیدم

210
00:07:28,967 --> 00:07:31,397
...اون دفعه هیچ اتفاقی نیوفتاد، بعد برای آخرین بار

211
00:07:31,398 --> 00:07:33,227
دوباره توی اتاق شماره هفت خوابیدم

212
00:07:33,228 --> 00:07:34,535
...و دوباره فلج خواب گرفتم

213
00:07:34,536 --> 00:07:36,366
پس به یه نتیجه‌ای رسیدم

214
00:07:36,367 --> 00:07:37,766
یه چیزی

215
00:07:37,767 --> 00:07:38,781
توی اتاق شماره هفت کمین کرده

216
00:07:38,782 --> 00:07:40,674
یه روح شیطانی توی اتاق شماره هفت زندگی میکنه

217
00:07:40,675 --> 00:07:43,950
از اون موقع دیگه هیچوقت تنهایی توی اتاق شماره هفت نمیمونم

218
00:07:43,951 --> 00:07:46,750
هنوز بعضی وقتا از اون اتاق های وکال استفاده میکنیم

219
00:07:46,751 --> 00:07:47,904
ولی من هیچوقت از اتاق شماره هفت استفاده نمیکنم

220
00:07:47,905 --> 00:07:50,474
فقط از اتاق هایی که نزدیکتر به ورودی‌ان استفاده میکنم

221
00:07:50,475 --> 00:07:51,843
من هیچوقت از اتاق شماره هفت استفاده نمیکنم

222
00:07:51,844 --> 00:07:54,012
[...بالاخره نفرین اتاق شماره هفت تموم شد]
من توی اتاق شماره هفت مدام فلج خواب میگرفتم

223
00:07:54,013 --> 00:07:56,043
من تا حالا فلج خواب نگرفتم

224
00:07:56,044 --> 00:07:57,258
تو؟

225
00:07:57,259 --> 00:07:58,720
فکر کنم تو فقط خوابت برده و متوجهش نشدی

226
00:07:59,662 --> 00:08:00,673
ماجرای فلج خواب اینه که

227
00:08:00,674 --> 00:08:03,827
"باید وسط بیدار بشی تا بفهمی "آها من فلج خواب گرفتم

228
00:08:03,828 --> 00:08:05,643
منم فقط خوابم رو ادامه دادم -
مطمئنم عمیق خوابیده بودی -

229
00:08:05,644 --> 00:08:08,289
ولی قطعا یه جایی یه روح باعث شده فلج خواب بگیری

230
00:08:08,290 --> 00:08:09,381
فقط خوابیدی و ازش رد شدی

231
00:08:09,382 --> 00:08:11,796
نه چشمت رو باز کردی، نه سعی کردی بلند شی

232
00:08:11,797 --> 00:08:14,366
[روح فلج خواب رو انگار نه انگار]
پس من فقط نادیده‌ش گرفتم؟

233
00:08:14,367 --> 00:08:15,719
"!دارم فلج خواب میگیرم، آه"

234
00:08:16,683 --> 00:08:17,935
راستش من

235
00:08:17,936 --> 00:08:19,381
نیم ساعت قبل از اینکه راه بیوفتیم بیدار شدم

236
00:08:19,382 --> 00:08:21,027
که پف صورتم بخوابه

237
00:08:21,028 --> 00:08:23,335
و حتی سعی کردم توی ماشین نخوابم

238
00:08:23,336 --> 00:08:25,319
ولی سه مین کامل از حال رفته بود

239
00:08:26,799 --> 00:08:30,273
من وقتی بچه بودم واقعا از روح و این چیزا میترسیدم

240
00:08:30,274 --> 00:08:31,781
خیلی از تنها خوابیدن میترسیدم

241
00:08:31,782 --> 00:08:33,242
اون موقع تازه شروع کرده بودم توی اتاق خودم بخوابم

242
00:08:33,243 --> 00:08:35,458
و یه مدت طول کشید تا بهش عادت کنم

243
00:08:35,459 --> 00:08:36,873
چون از وقتی خیلی کوچیک بودی از روح میترسیدی؟

244
00:08:36,874 --> 00:08:38,642
ولی از یه جایی

245
00:08:38,643 --> 00:08:41,150
یه کم بزرگتر شدم

246
00:08:41,151 --> 00:08:42,904
[(بزرگتر؟)]

247
00:08:42,905 --> 00:08:45,165
شروع کردم تقریبا همه رو

248
00:08:45,166 --> 00:08:47,565
توی مچ‌اندازی شکست دادن

249
00:08:47,566 --> 00:08:48,965
ها؟

250
00:08:48,966 --> 00:08:51,304
...شاید من -
یه جورایی قوی‌ام؟ -

251
00:08:52,782 --> 00:08:54,750
وقتی فهمیدم میتونم از خودم محافظت کنم

252
00:08:54,751 --> 00:08:56,950
دیگه روح‌ها اونقدرا ترسناک نبودن

253
00:08:56,951 --> 00:08:58,796
راستش من بیشتر از

254
00:08:58,797 --> 00:09:00,383
فِرِدی" میترسیدم"

255
00:09:00,384 --> 00:09:01,396
از "پنج شب در خانه فِرِدی"؟

256
00:09:01,397 --> 00:09:04,011
[(...اگه اینو نمیشناسی، دیگه سنت از چکاپ های معمولی گذشته)]
میترسیدم از رودخونه رد بشه و بیاد سراغم

257
00:09:04,012 --> 00:09:06,011
فکر میکردم ممکنه از آمریکا تا کره بیاد دنبالم

258
00:09:06,012 --> 00:09:09,550
وی‌دید احتمالا الان نمیفهمه ما داریم درباره چی حرف میزنیم؟

259
00:09:09,551 --> 00:09:11,934
یه کم تی ام آی بگیم؟

260
00:09:11,935 --> 00:09:13,581
این یهو تبدیل شد به ویژ برنامه ترسناک تابستونی

261
00:09:13,582 --> 00:09:15,734
!سیمر... سامر

262
00:09:15,735 --> 00:09:17,073
این که "ویژه‌برنامه ترسناکِ آشپزی" نیست

263
00:09:17,074 --> 00:09:18,304
...این یه شو آشپزی نیست

264
00:09:18,305 --> 00:09:20,350
ترسناک تابستونی" رو درست و شمرده بگو"

265
00:09:20,351 --> 00:09:21,550
ویژه برنامه ترسناک تابستونی

266
00:09:21,551 --> 00:09:23,627
چیزی هست که فقط خودمون میدونیم

267
00:09:23,628 --> 00:09:25,211
ولی همینجوری فرض میکنیم وی‌دید هم میدونه؟

268
00:09:25,212 --> 00:09:27,381
رو پروموت کردیم "FLY!" ما اخیرا

269
00:09:27,382 --> 00:09:29,088
"FLY!" دوره پروموشن

270
00:09:29,089 --> 00:09:30,996
یه جور خاصی شلوغ و فشرده بود

271
00:09:30,997 --> 00:09:33,688
چون من و جون هیوک

272
00:09:33,689 --> 00:09:35,304
اون موقع هم مدرسه میرفتیم

273
00:09:35,305 --> 00:09:37,904
با بقیه اعضا میرفتیم سالن، موهامون و میکاپمون رو انجام میدادیم

274
00:09:37,905 --> 00:09:39,104
و بعد میرفتیم مدرسه

275
00:09:39,105 --> 00:09:41,334
بعد از کلاس از مدرسه میزدیم بیرون

276
00:09:41,335 --> 00:09:42,427
و مستقیم میرفتیم برای پخش زنده

277
00:09:42,428 --> 00:09:43,765
روزهایی که پیش ضبط داشتیم

278
00:09:43,766 --> 00:09:46,273
قبل از طلوع آفتاب بیدار میشدیم

279
00:09:46,274 --> 00:09:48,550
میرفتیم سالن و پیش ضبط انجام میدادیم

280
00:09:48,551 --> 00:09:51,426
بعد میرفتیم مدرسه و دوباره برای پخش زنده برمیگشتیم

281
00:09:51,427 --> 00:09:52,796
ما دوتا رو

282
00:09:52,797 --> 00:09:56,550
یه یکی دو ساعت زودتر از بقیه اعضا میبردن

283
00:09:56,551 --> 00:09:59,134
البته کاریش هم نمیشد کرد، چون ما دانش آموز بودیم

284
00:09:59,135 --> 00:10:00,319
مدرسه چیزی بود که باید میرفتیم

285
00:10:00,320 --> 00:10:01,780
ولی راستش به نظرم بامزه بود

286
00:10:01,781 --> 00:10:04,149
آره، اینکه با مو و میکاپ آماده میرفتیم مدرسه

287
00:10:04,150 --> 00:10:05,473
باعث میشد حرفی برای گفتن داشته باشیم

288
00:10:05,474 --> 00:10:08,057
فکر کنم اون لحظه‌ها به نوبه خودشون خاطرات خوبی شدن

289
00:10:08,058 --> 00:10:10,811
جون هیوک تو از سن خیلی کمی کارآموز شدی

290
00:10:10,812 --> 00:10:12,796
چیزی هست که حس کنی از دستش دادی؟

291
00:10:12,797 --> 00:10:14,242
اگه جای تو بودم، فکر میکنم خیلی چیزا رو از دست میدادم

292
00:10:14,243 --> 00:10:16,211
راستش وقتی کارآموز بودم، واقعا حس میکردم دارم خیلی چیزا رو از دست میدم

293
00:10:16,212 --> 00:10:17,703
دلم میخواست

294
00:10:17,704 --> 00:10:18,980
...مثل بقیه بچه ها برم تفریح

295
00:10:18,981 --> 00:10:20,934
"واقعا اگه فقط یه روز تمرین نریم، چی میشه؟"

296
00:10:20,935 --> 00:10:23,595
"نمیشه فقط یه روز بهم مرخصی بدن؟"

297
00:10:23,596 --> 00:10:25,103
اون موقع اینجوری فکر میکردم

298
00:10:25,104 --> 00:10:29,303
راستش اینکه تو کل سال فقط یه روز با دوستات بری بیرون که مشکلی ایجاد نمیکنه -
...آره -

299
00:10:29,304 --> 00:10:30,811
فکر کنم بیشتر از همه، همین که حس میکردم از دستش دادم

300
00:10:30,812 --> 00:10:32,565
من حتی یه روز هم اینجوری نداشتم

301
00:10:32,566 --> 00:10:34,088
چون هر روز، بدون استثنا میرفتم تمرین

302
00:10:34,089 --> 00:10:35,165
"دلم میخواد با دوستام برم بیرون"

303
00:10:35,166 --> 00:10:38,442
"دلم میخواد باهاشون برم مالاتانگ بخورم"

304
00:10:38,443 --> 00:10:43,734
بعضی وقتا فرصت میشد باهاشون بریم مالاتانگ بخوریم، بعدش اونا میرفتن کارائوکه

305
00:10:43,735 --> 00:10:45,795
"و منم با خودم میگفتم "منم دلم میخواد برم کارائوکه

306
00:10:45,796 --> 00:10:48,011
ولی الان که به گذشته نگاه میکنم

307
00:10:48,012 --> 00:10:51,457
فکر میکنم واقعا

308
00:10:51,458 --> 00:10:53,457
"اینکه تمرکزم رو گذاشتم روی تمرین، انتخاب درستی بود"

309
00:10:53,458 --> 00:10:54,626
پس دیگه واقعا پشیمون نیستی؟

310
00:10:54,627 --> 00:10:55,626
نه

311
00:10:55,627 --> 00:10:56,688
دیگه حس نمیکنم چیزی رو از دست داده باشم

312
00:10:56,689 --> 00:10:59,457
دیگه همچین حسی ندارم

313
00:10:59,458 --> 00:11:01,980
اگه بخوام به خاطر چیزی پشیمون باشم، از این پشیمونم که اون موقع این همه وقت رو صرف این حس کردم

314
00:11:01,981 --> 00:11:04,411
یعنی اینکه انرژیت رو صرف حسرت خوردن برای چیزایی که از دست میدادی کردی، پشیمونی؟

315
00:11:04,412 --> 00:11:05,441
خب

316
00:11:05,442 --> 00:11:07,318
ما هنوز مدرسه میریم

317
00:11:07,319 --> 00:11:08,657
پس فکر میکنم خیلی مهمه

318
00:11:08,658 --> 00:11:12,626
که تا جایی که میتونم از این دوران لذت ببرم

319
00:11:12,627 --> 00:11:14,364
ما هنوز جوونیم

320
00:11:14,365 --> 00:11:16,810
و وقتی بزرگسال بشیم باید کار کنیم

321
00:11:16,811 --> 00:11:18,626
و کلی دغدغه و مشغله های دیگه پیدا میکنیم

322
00:11:18,627 --> 00:11:21,287
برای همین دیگه وقت زیادی برای صمیمی شدن و وقت گذروندن با دوستامون نداریم

323
00:11:21,288 --> 00:11:23,241
وقتی کارآموز بودیم

324
00:11:23,242 --> 00:11:26,364
مدام بین گوکسونگ و سئول تو رفت و آمد بودم

325
00:11:26,365 --> 00:11:28,657
و بعدش هم اومدم سئول زندگی کردم

326
00:11:28,658 --> 00:11:31,118
برای همین خیلی نمیتونستم با دوستان وقت بگذرونم

327
00:11:31,119 --> 00:11:32,241
اصلا راحت نبود که بتونم باهاشون وقت بگذرونم

328
00:11:32,242 --> 00:11:35,499
بعد از مدرسه باید مستقیم میرفتم اتاق تمرین

329
00:11:35,500 --> 00:11:37,487
واسه همین وقت نمیکردم با دوستام بگردم

330
00:11:37,488 --> 00:11:39,580
حس میکنم واقعا این قسمت رو از دست دادم

331
00:11:39,581 --> 00:11:40,841
ولی الان

332
00:11:40,842 --> 00:11:43,980
فقط بهش این طوری نگاه میکنم که یه بخشی از بچگیم رو کنار گذاشتم

333
00:11:43,981 --> 00:11:46,026
تا برای آینده‌ام تلاش کنم

334
00:11:46,027 --> 00:11:47,949
آره

335
00:11:47,950 --> 00:11:50,256
واسه همینه که الان دارم نهایت تلاشم رو میکنم -
دقیقا -

336
00:11:50,257 --> 00:11:52,179
ما به زودی بزرگسال میشیم، مگه نه؟

337
00:11:52,180 --> 00:11:53,810
چه حسی داری؟

338
00:11:53,811 --> 00:11:54,995
من هنوز بزرگسال نیستم

339
00:11:54,996 --> 00:11:56,841
[شش ماه زودتر به استقبال بزرگسالی میره]
منظورم اینه که میدونی به زودی بزرگسال میشی چه حسی داری؟

340
00:11:56,842 --> 00:11:58,703
راستش احساسات مختلفی دارم

341
00:11:58,704 --> 00:12:01,056
حتی وقتی بزرگسال بشیم

342
00:12:01,057 --> 00:12:02,856
قرار نیست مثل دانشجوهای معمولی

343
00:12:02,857 --> 00:12:04,826
با دوستای دانشگاهیمون بریم سفرهای گروهی

344
00:12:04,827 --> 00:12:07,256
برای همین با خودم میگم

345
00:12:07,257 --> 00:12:08,272
"واقعا قراره اینقدر همه چی تغییر کنه؟"

346
00:12:08,273 --> 00:12:10,749
با این حال فکر میکنم یه کم بیشتر توی برنامه هامون جا باز میشه

347
00:12:10,750 --> 00:12:15,487
بین اعضای زیر سن قانونی و اعضای بزرگسال، از نظر مسئولیت تفاوت هست -
آره -

348
00:12:15,488 --> 00:12:16,625
چون میزان مسئولیت فرق میکنه

349
00:12:16,626 --> 00:12:19,687
فکر میکنم یه کم فشارش بیشتر حس بشه

350
00:12:19,688 --> 00:12:21,595
واسه همینه که

351
00:12:21,596 --> 00:12:25,118
قبل از اینکه بزرگسال بشم، میخوام تا جایی که میتونم رشد کنم

352
00:12:25,119 --> 00:12:26,627
این دیددید داره زیادی جدی میشه

353
00:12:26,628 --> 00:12:28,333
[یه گفتگوی خشک و عجیب غریب بزرگسالانه بین دوتا بزرگسال آینده]

354
00:12:28,334 --> 00:12:31,225
این اصلا اون جوابی نبود که انتظارشو داشتم

355
00:12:31,226 --> 00:12:32,456
جدی؟ -
فکر میکردم یه چیزی مثل این بگی -

356
00:12:32,457 --> 00:12:34,041
چه خوب میشه که بتونی نصفه شی"

357
00:12:34,042 --> 00:12:35,195
"بری کافه پی سی

358
00:12:35,196 --> 00:12:37,548
...ولی حتی اون اعضایی که همین الانشم بزرگسالن

359
00:12:37,549 --> 00:12:38,933
این کارو نمیکنن -
وقت این کارو ندارن -

360
00:12:38,934 --> 00:12:42,502
...ما بعد از ساعت 10 شب میرسیم خونه، اگه بعدش بیدار بمونیم و با هم وقت بگذرونیم

361
00:12:42,503 --> 00:12:44,594
دیگه خوابمون نمیبره -
واقعا دیگه اصلا خواب گیرمون نمیاد -

362
00:12:44,595 --> 00:12:46,025
باید خواب رو انتخاب کنی

363
00:12:46,026 --> 00:12:48,210
هنوز توی خوابگاه کامپیوتر نداریم

364
00:12:48,211 --> 00:12:49,964
البته که اصلا ازش استفاده نمیکردیم

365
00:12:49,965 --> 00:12:52,210
اصلا کاری نداریم که نیاز به کامپیوتر داشته باشه

366
00:12:52,211 --> 00:12:54,564
من حتی یه بارم از میزم استفاده نکردم

367
00:12:54,565 --> 00:12:56,194
از وقتی خریدمش

368
00:12:56,195 --> 00:12:58,041
...حتی هنوزم یه بار ازش استفاده نکردم -
با اینکه کیبورد و همه چی هم خریدی -

369
00:12:58,042 --> 00:13:00,441
واقعا این اولین باره که اینقدر طولانی روی این صندلی نشستم

370
00:13:00,442 --> 00:13:02,856
وقتی به بزرگسال شدن فکر میکنم

371
00:13:02,857 --> 00:13:05,748
حس میکنم چیزای زیادی هست که دلم براشون تنگ میشه

372
00:13:05,749 --> 00:13:09,548
یه تصویر و حس خاصی هست که فقط وقتی جوونی میتونی داشته باشی

373
00:13:09,549 --> 00:13:11,810
وی‌دید دیگه منو

374
00:13:11,811 --> 00:13:13,287
مثل قبل نمی‌بینه

375
00:13:13,288 --> 00:13:15,133
و این یه کم ناراحتم میکنه

376
00:13:15,134 --> 00:13:16,825
"یه روزی دیگه نمیتونیم سه مین رو "کوچکترین عضو آیدید

377
00:13:16,826 --> 00:13:18,748
یا "جونگ سه مین دوست داشتنی خودمون" صدا کنیم -
...آره -

378
00:13:18,749 --> 00:13:21,152
وقتی میگی کوچیکترین عضو، یه حس بامزه و کیوت بهت میده -
آره -

379
00:13:21,153 --> 00:13:22,160
ولی حالا

380
00:13:22,161 --> 00:13:23,271
!اون بزرگسال میشه -
!من بزرگسالم -

381
00:13:23,272 --> 00:13:25,410
...پس من -
...انگار -

382
00:13:25,411 --> 00:13:27,579
حس میکنم این روزا

383
00:13:27,580 --> 00:13:29,117
واقعا داری ازش لذت میبری

384
00:13:29,118 --> 00:13:30,225
از چی لذت میبرم؟ -
انگار -

385
00:13:30,226 --> 00:13:31,856
از بزرگسال شدن داری لذت میبری

386
00:13:31,857 --> 00:13:32,948
[(تکذیب نمیکنه)]

387
00:13:32,949 --> 00:13:35,240
البته که همچنان کوچولوی دوست داشتنی ما میمونی

388
00:13:35,241 --> 00:13:36,871
ولی حس میکنم یه کم هیجان‌زده‌ای

389
00:13:36,872 --> 00:13:39,933
که بتونی یه روی دیگه از خودت نشون بدی

390
00:13:39,934 --> 00:13:41,102
آره خیلی دوست دارم اینطوری بشه

391
00:13:41,103 --> 00:13:42,286
فکر کنم داره براش دوپامین ترشح میشه

392
00:13:42,287 --> 00:13:45,979
خب من از زمان دبیوت پلن یه تصویر کیوت از خودم داشتم

393
00:13:45,980 --> 00:13:47,532
بعد یهو سه مین قراره

394
00:13:47,533 --> 00:13:49,440
توی گایو دججون اجرا کنه

395
00:13:49,441 --> 00:13:52,440
...آهنگ آخر رو بخونه، شمارش معکوس رو انجام بده و بلافاصله بعد از شمارش معکوس

396
00:13:52,441 --> 00:13:54,763
[یه مراسم ورود باشکوه و بدون پیراهن به دنیای بزرگسالی]

397
00:13:54,764 --> 00:13:57,332
با خودم گفتم "محاله واقعا اینو مطرح کنه" ولی گفت

398
00:13:57,333 --> 00:13:59,611
!همون لحظه -
"منم با خودم گفتم "نه بابا، واقعا اینو نمیگه -

399
00:14:03,595 --> 00:14:05,517
البته میتونه خیلی بامزه باشه -
بریم بپرسیم؟ -

400
00:14:05,518 --> 00:14:07,055
جون هیوک انجامش میده

401
00:14:07,056 --> 00:14:09,025
!اوه، من انجامش بدم؟ عمرا

402
00:14:09,026 --> 00:14:12,948
[بزرگسال آینده با عاقلانه‌ترین شکل ممکن فاصله میگیره]
من همچین کاری نمیکنم -
ببین چطوری داری در میری -

403
00:14:12,949 --> 00:14:14,871
منم امیدوارم

404
00:14:14,872 --> 00:14:16,882
بزرگسال شدن

405
00:14:16,883 --> 00:14:19,117
باعث بشه یه کم بیشتر ملاحظه‌گر بشم

406
00:14:19,118 --> 00:14:22,194
وی‌دید هی بهمون میگه

407
00:14:22,195 --> 00:14:23,717
"بزرگسال نشید"

408
00:14:23,718 --> 00:14:26,225
"و "سال چهارم دبیرستان رو هم بخونید

409
00:14:26,226 --> 00:14:28,009
که عملا امکان‌پذیر نیست

410
00:14:28,010 --> 00:14:29,917
[آره]
هستی، مگه نه؟ T تو -
امT آره من -

411
00:14:29,918 --> 00:14:31,517
...جوون بودن خوبه

412
00:14:31,518 --> 00:14:33,163
واقعا زمان زود میگذره

413
00:14:33,164 --> 00:14:35,763
هنوزم برام واقعی نیست که دارم بزرگسال میشم

414
00:14:35,764 --> 00:14:37,609
زمان نیوکیدز من تازه سال اول دبیرستان بودم

415
00:14:37,610 --> 00:14:38,717
...واااای، راست میگی

416
00:14:38,718 --> 00:14:41,194
[بچه ها تازه میفهمن چقدر زمان گذشته]

417
00:14:41,195 --> 00:14:43,486
خسته نباشی جون هیوک

418
00:14:43,487 --> 00:14:47,288
این بود سه مین و جون هیوک، که کاملا حرفه‌ای و رسمی با هم رفتار کردن

419
00:14:47,289 --> 00:14:48,301
خسته نباشی

420
00:14:48,302 --> 00:14:50,655
[تا آخرش هم کاملا کاری و رسمی پیش رفتن]
آره خسته نباشی

421
00:14:50,656 --> 00:14:51,747
حالا کجا میری سه مین؟

422
00:14:51,748 --> 00:14:53,024
...میخوام برم -
داری کارت رو میزنی؟ -

423
00:14:53,025 --> 00:14:54,057
بریم کارت بزنیم؟

424
00:14:54,058 --> 00:14:56,032
اینجا خوابگاهمون نیست، استودیوئه -
ما تو استودیوییم -

425
00:14:57,639 --> 00:14:59,322
الان دارم میرم خونه پدر و مادرم
