1
00:00:00,000 --> 00:02:22,440
‫برای دانلود‌ زیرنویس ها رایگان عضو کانال تلگرامی ما بشید به آدرس زیر ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫Telegram ID : @AnimeAndSub_Holy_Sect
‫مترجم : No Name‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

2
00:02:45,480 --> 00:02:47,160
‫شاگردت مستحق هزار بار مرگه...

3
00:02:48,960 --> 00:02:50,760
‫نتونستم از استاد محافظت کنم و سالم نگهش دارم.

4
00:03:04,560 --> 00:03:05,880
‫بلند شو دیگه.

5
00:03:10,560 --> 00:03:11,760
‫اگه بلند نشی،

6
00:03:12,720 --> 00:03:15,120
‫چطوری می‌خوای برام تعریف کنی چی گذشته؟

7
00:03:17,040 --> 00:03:18,240
‫برگشتی...

8
00:03:19,680 --> 00:03:21,720
‫بالاخره برگشتی خونه.

9
00:03:24,000 --> 00:03:25,080
‫همسر استاد...

10
00:03:32,160 --> 00:03:33,120
‫داداش کوچیکه!

11
00:03:34,440 --> 00:03:35,160
‫همسر استاد...

12
00:03:35,520 --> 00:03:36,480
‫می‌خواد ببینتت.

13
00:03:37,920 --> 00:03:38,280
‫باشه.

14
00:04:13,560 --> 00:04:14,880
‫شاگردتون، ژانگ شیائوفان...

15
00:04:16,680 --> 00:04:18,720
‫به استاد و همسر استاد ادای احترام می‌کنه.

16
00:04:20,640 --> 00:04:21,360
‫بو یی...

17
00:04:22,200 --> 00:04:23,280
‫شنیدی؟

18
00:04:23,760 --> 00:04:25,080
‫این هفتمیه ها،

19
00:04:25,560 --> 00:04:27,600
‫اومده جلوت سجده کنه.

20
00:04:30,240 --> 00:04:30,960
‫دا رن،

21
00:04:31,320 --> 00:04:33,480
‫تو و بقیه فعلاً برین بیرون.

22
00:04:34,440 --> 00:04:36,120
‫با شاگرد هفتم کار دارم، می‌خوام یه چیزایی بپرسم.

23
00:04:37,200 --> 00:04:37,800
‫چشم.

24
00:04:46,800 --> 00:04:48,240
‫این استادت...

25
00:04:49,200 --> 00:04:50,880
‫همیشه زبونش تلخ بود ولی دلش مهربون.

26
00:04:51,840 --> 00:04:53,880
‫سرِ اون اتفاقِ ده سال پیش،

27
00:04:54,480 --> 00:04:56,400
‫همیشه دلش پیشت گیر بود و آروم و قرار نداشت.

28
00:04:57,480 --> 00:04:58,680
‫خودم خوب می‌فهمیدم،

29
00:04:59,880 --> 00:05:00,600
‫توی دلش...

30
00:05:01,320 --> 00:05:02,760
‫خیلی حس می‌کرد در حقت کوتاهی کرده و شرمنده‌ته.

31
00:05:03,480 --> 00:05:04,080
‫نه...

32
00:05:04,920 --> 00:05:06,000
‫تقصیر این شاگردِ ناخلفه،

33
00:05:06,480 --> 00:05:07,440
‫خوبی‌های استاد رو هدر دادم...

34
00:05:08,400 --> 00:05:10,080
‫این منم که به استاد مدیونم و شرمنده‌شم.

35
00:05:11,640 --> 00:05:13,560
‫توی قلب استادت،

36
00:05:13,920 --> 00:05:16,080
‫هیچ‌وقت حس نکرد تو شاگردی هستی که

37
00:05:16,440 --> 00:05:18,360
‫از فرقه بیرون انداخته شده باشه.

38
00:05:19,680 --> 00:05:20,760
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

39
00:05:22,320 --> 00:05:22,920
‫می‌فهمم.

40
00:05:24,120 --> 00:05:25,320
‫حالا که بعد این همه وقت،

41
00:05:25,680 --> 00:05:27,840
‫دوباره اون رو به عنوان استادت قبول کردی،

42
00:05:29,160 --> 00:05:30,360
‫برو جلو،

43
00:05:30,960 --> 00:05:32,400
‫براش یکم کاغذ بسوزون.

44
00:05:33,480 --> 00:05:34,680
‫اینطوری لااقل

45
00:05:35,040 --> 00:05:36,720
‫یکم از حق فرزندی و ارادتت رو به جا آوردی.

46
00:05:37,560 --> 00:05:39,120
‫مطمئنم بو یی هم

47
00:05:39,840 --> 00:05:41,280
‫خوشحال می‌شه.

48
00:05:48,600 --> 00:05:50,520
‫وقتی استادت از دنیا رفت،

49
00:05:51,720 --> 00:05:53,280
‫بالا سرش بودی؟

50
00:05:55,080 --> 00:05:55,680
‫بله.

51
00:05:56,640 --> 00:05:58,680
‫دیروز بعد از اینکه بیهوش شدی،

52
00:05:59,040 --> 00:06:00,600
‫اومدم زخمت رو مداوا کنم و مرهم بذارم،

53
00:06:01,320 --> 00:06:03,840
‫ولی روی سینه‌ت، جایی که بدجور زخم برداشته،

54
00:06:04,680 --> 00:06:07,680
‫دیدم جای انرژی شمشیر شعلۀ سرخِ استادت هستش!

55
00:06:08,400 --> 00:06:09,600
‫جریان این چیه؟

56
00:06:11,400 --> 00:06:12,720
‫این بار که زخمی شدم...

57
00:06:14,280 --> 00:06:15,960
‫واقعاً کارِ خودِ استاد بود.

58
00:06:32,040 --> 00:06:33,720
‫ماجرا کلاً همین بود که گفتم.

59
00:06:35,040 --> 00:06:36,720
‫شاگردتون هیچ‌وقت جرئت نمی‌کنه به شما دروغ بگه.

60
00:06:37,800 --> 00:06:39,480
‫واقعاً درست دیدی؟

61
00:06:40,440 --> 00:06:41,760
‫اون آدم مرموزه...

62
00:06:42,000 --> 00:06:43,080
‫واقعاً

63
00:06:43,920 --> 00:06:45,360
‫برادر ارشد، دائوشوان بود؟!

64
00:06:54,240 --> 00:06:55,800
‫با چشمای خودم دیدم.

65
00:06:56,760 --> 00:06:58,800
‫اون شخص حتی اگه خاکستر هم بشه،

66
00:06:59,520 --> 00:07:01,080
‫من اشتباه نمی‌گیرمش.

67
00:07:08,040 --> 00:07:09,720
‫طبق چیزی که الان گفتی،

68
00:07:10,080 --> 00:07:11,760
‫بو یی اختیار عقلش رو از دست داده بود،

69
00:07:12,000 --> 00:07:12,960
‫تو رو زد زمین...

70
00:07:13,680 --> 00:07:15,840
‫بعد لو ژوچی از قلهٔ بامبوهای کوچک

71
00:07:16,080 --> 00:07:17,160
‫کشتش؟

72
00:07:19,920 --> 00:07:20,880
‫بله.

73
00:07:22,200 --> 00:07:23,160
‫لو ژوچی...

74
00:07:23,520 --> 00:07:24,840
‫اون در واقع می‌خواست جون منو نجات بده...

75
00:07:25,320 --> 00:07:25,800
‫شاگردتون...

76
00:07:26,640 --> 00:07:27,240
‫همسر استاد...

77
00:07:28,320 --> 00:07:28,680
‫لو ژوچی اون...

78
00:07:28,680 --> 00:07:30,240
‫بین شاگردای فرقۀ چینگ‌یون،

79
00:07:30,960 --> 00:07:32,880
‫مگه با اون از همه صمیمی‌تر نبودی؟

80
00:07:34,560 --> 00:07:36,240
‫حتی وقتی رفتی سمت راهِ شیاطین،

81
00:07:36,360 --> 00:07:38,400
‫بازم مدام نگرانت بود و دلش پیشت موند.

82
00:07:39,000 --> 00:07:39,720
‫به خاطر تو،

83
00:07:40,080 --> 00:07:42,840
‫چندین بار روی حرف خواهر ارشد، شوئی یوئه، حرف زد.

84
00:07:43,320 --> 00:07:45,600
‫تازه خواستگاری درهٔ سوزان رو هم رد کرد،

85
00:07:46,080 --> 00:07:46,920
‫مگه نه؟

86
00:07:49,200 --> 00:07:49,920
‫درسته.

87
00:07:50,760 --> 00:07:53,160
‫گفتی بو یی لحظات آخر عمرش،

88
00:07:53,520 --> 00:07:55,920
‫برا یه مدت کوتاه به خودش اومد و شناختت،

89
00:07:56,880 --> 00:07:57,360
‫آره؟

90
00:07:58,800 --> 00:07:59,400
‫بله.

91
00:08:00,240 --> 00:08:01,800
‫خب بهت چی گفت؟

92
00:08:02,640 --> 00:08:03,840
‫استاد وقتی به هوش اومد،

93
00:08:04,320 --> 00:08:05,760
‫جمله اولی که گفت یکم عجیب بود...

94
00:08:06,480 --> 00:08:07,680
‫فقط مدام تکرار می‌کرد:

95
00:08:08,760 --> 00:08:09,600
‫سرزنشش نکنید...

96
00:08:09,960 --> 00:08:10,680
‫سرزنشش نکنید...

97
00:08:12,480 --> 00:08:14,040
‫حرف دومش این بود که بهم سپرد

98
00:08:14,640 --> 00:08:16,200
‫بعد از فوتش،

99
00:08:16,680 --> 00:08:19,440
‫پیکرش رو برگردونم قلۀ بامبوهای بزرگ پیش همسر استاد،

100
00:08:20,880 --> 00:08:22,080
‫و بهتون بگم...

101
00:08:22,680 --> 00:08:24,360
‫خواست چی بهم بگی؟

102
00:08:26,040 --> 00:08:27,480
‫ازم خواست بهتون بگم

103
00:08:28,920 --> 00:08:30,000
‫صبر پیشه کنین و غصه نخورین،

104
00:08:31,800 --> 00:08:32,880
‫دست به کار اشتباهی نزنین.

105
00:08:36,480 --> 00:08:37,320
‫همسر استاد...

106
00:08:38,280 --> 00:08:39,000
‫مواظب

107
00:08:43,680 --> 00:08:44,760
‫من خوبم، مشکلی ندارم.

108
00:08:45,840 --> 00:08:46,800
‫میتونی بری دیگه.

109
00:09:00,340 --> 00:09:01,530
‫توی دلت...

110
00:09:02,160 --> 00:09:05,160
‫نکنه تو هم از لو ژوچی که دست به شمشیر برد و استادت رو کشت،

111
00:09:05,520 --> 00:09:07,200
‫دلخوری و کینه به دل گرفتی؟

112
00:09:08,640 --> 00:09:09,120
‫بو یی...

113
00:09:10,180 --> 00:09:12,240
‫با رضایت کامل خودش بود...

114
00:09:12,960 --> 00:09:15,720
‫که می‌خواست اون دخترخانم، لو ژوچی، بکشتش.

115
00:09:17,320 --> 00:09:18,120
‫چی؟!

116
00:09:21,120 --> 00:09:21,600
‫بگذریم...

117
00:09:23,160 --> 00:09:24,840
‫گذشته‌ها دردناکن و یادآوریشون سخته،

118
00:09:25,220 --> 00:09:27,000
‫اما هر کاری بکنی از ذهن پاک نمی‌شن.

119
00:09:28,440 --> 00:09:29,400
‫بو یی...

120
00:09:30,360 --> 00:09:33,120
‫مطمئنم تو هم دلت می‌خواست اون راز رو

121
00:09:33,720 --> 00:09:34,800
‫بهش بگم، مگه نه؟

122
00:10:07,200 --> 00:10:08,040
‫استاد.

123
00:10:08,880 --> 00:10:11,160
‫باد تندِ اینجا بدجوری سوز داره و سرده.

124
00:10:11,760 --> 00:10:13,080
‫درسته قدرت معنویت بالاست،

125
00:10:13,440 --> 00:10:14,760
‫ولی خوب نیست زیاد تو این باد بمونی.

126
00:10:15,360 --> 00:10:16,560
‫ممنون که نگرانمی.

127
00:10:19,200 --> 00:10:20,280
‫توی دلت...

128
00:10:20,880 --> 00:10:23,280
‫از دست استادت دلخور و ناراحت نیستی؟

129
00:10:28,440 --> 00:10:29,520
‫خواستِ سرنوشت بوده؛

130
00:10:30,120 --> 00:10:31,320
‫استاد، شما هم فکرش رو نمی‌کردید.

131
00:10:32,280 --> 00:10:32,880
‫تازه،

132
00:10:33,480 --> 00:10:35,400
‫اون موقع هرچند عمو تیان نمی‌تونست حرف بزنه،

133
00:10:35,880 --> 00:10:37,200
‫ولی تهِ دلم خوب می‌دونستم،

134
00:10:37,800 --> 00:10:38,640
‫اون ضربهٔ شمشیر رو...

135
00:10:39,120 --> 00:10:39,840
‫خود عمو تیان...

136
00:10:40,200 --> 00:10:41,640
‫خواست که من بزنم.

137
00:10:43,200 --> 00:10:44,640
‫اما در مورد من و اون...

138
00:10:45,480 --> 00:10:47,160
‫راستش من از اولشم امیدی نداشتم.

139
00:10:47,640 --> 00:10:48,720
‫قوانین فرقه و رسم و رسوم،

140
00:10:48,720 --> 00:10:49,560
‫اصول اخلاقیِ مثل کوه سنگین...

141
00:10:50,640 --> 00:10:51,840
‫من خودم اینا رو خیلی خوب می‌فهمم.

142
00:10:52,440 --> 00:10:55,440
‫عمو تیان استادی بود که از بچگی بزرگش کرد و بهش درس داد،

143
00:10:55,800 --> 00:10:57,240
‫همیشه مثل پدرش بهش نگاه می‌کرد.

144
00:10:58,080 --> 00:10:58,920
‫حالا...

145
00:11:00,000 --> 00:11:01,680
‫به دست من کشته شده.

146
00:11:02,760 --> 00:11:03,960
‫منم اگه جای اون بودم،

147
00:11:05,880 --> 00:11:07,320
‫کنار اومدن باهاش برام سخت بود.

148
00:11:11,390 --> 00:11:12,000
‫استاد،

149
00:11:12,960 --> 00:11:14,160
‫اصلاً نگران من نباشید.

150
00:11:14,880 --> 00:11:15,360
‫من...

151
00:11:16,080 --> 00:11:17,640
‫واقعاً با همه‌چیز کنار اومدم.

152
00:11:20,400 --> 00:11:20,880
‫استاد،

153
00:11:21,600 --> 00:11:22,560
‫اومدین دنبالم...

154
00:11:23,160 --> 00:11:24,720
‫اتفاق مهمی افتاده؟

155
00:11:26,040 --> 00:11:27,480
‫الان دو روزی می‌شه

156
00:11:27,960 --> 00:11:30,840
‫که پیکر تیان بویی رو برگردوندن قلۀ بامبوهای بزرگ،

157
00:11:31,560 --> 00:11:32,880
‫ولی تا همین امروز،

158
00:11:33,360 --> 00:11:36,240
‫از قلۀ بامبوهای بزرگ حتی یه خبر عزاداری هم اعلام نشده.

159
00:11:37,320 --> 00:11:40,080
‫من و سو رو مثل دو تا خواهر می‌مونیم؛

160
00:11:40,320 --> 00:11:42,120
‫می‌ترسم چون شوهرش رو خیلی دوست داشت،

161
00:11:42,120 --> 00:11:44,280
‫یهو عقلش رو از دست بده و دست به کار اشتباهی بزنه.

162
00:11:45,240 --> 00:11:47,160
‫ولی تا وقتی قلۀ بامبوهای بزرگ رسماً اعلام عزا نکنه،

163
00:11:47,400 --> 00:11:49,200
‫من به عنوان رئیس قلۀ بامبوهای کوچک،

164
00:11:49,440 --> 00:11:51,120
‫درست نیست سر خود برم اونجا سرکشی.

165
00:11:51,360 --> 00:11:54,120
‫علاوه بر این، ماجرا خیلی پیچیده‌ست و پر از راز و رمزه؛

166
00:11:54,120 --> 00:11:55,320
‫واسه همین چاره‌ای نموند جز اینکه

167
00:11:55,320 --> 00:11:56,520
‫تو رو دوباره بفرستم یه سر بری اونجا.

168
00:12:07,680 --> 00:12:08,520
‫خواهر لو،

169
00:12:08,880 --> 00:12:09,960
‫تو که غریبه نیستی.

170
00:12:12,720 --> 00:12:15,480
‫همسر استاد امروز صبح پیکر استاد رو برد پشت کوه،

171
00:12:15,720 --> 00:12:16,680
‫نذاشت هیچ‌کدوممون همراهش بریم؛

172
00:12:17,160 --> 00:12:18,600
‫فقط داداش کوچیکه رو با خودش برد.

173
00:12:19,800 --> 00:12:20,520
‫چی شده؟

174
00:12:21,360 --> 00:12:22,680
‫می‌خوای چیزی بهم بگی؟

175
00:12:24,120 --> 00:12:24,840
‫همسر استاد...

176
00:12:25,800 --> 00:12:27,600
‫شاگردتون حالتون رو سر رفتن استاد می‌فهمه...

177
00:12:28,680 --> 00:12:29,280
‫ولی فقط...

178
00:12:30,120 --> 00:12:32,520
‫التماستون می‌کنم هر طور شده صبور باشین و غصه نخورین.

179
00:12:33,000 --> 00:12:33,720
‫علاوه بر این،

180
00:12:33,840 --> 00:12:35,280
‫از نظر عقل و احساس، حق اینه که

181
00:12:36,480 --> 00:12:38,760
‫به خواهر لینگ‌ار هم خبر بدیم تا برگرده سر مزار استاد.

182
00:12:40,440 --> 00:12:41,280
‫هفتمی،

183
00:12:42,120 --> 00:12:43,560
‫می‌دونی استادت...

184
00:12:44,160 --> 00:12:45,960
‫چند سال با من زندگی کرد؟

185
00:12:47,160 --> 00:12:48,000
‫شاگردتون نمی‌دونه.

186
00:12:49,080 --> 00:12:50,760
‫در واقع فقط تو نیستی که نمی‌دونی،

187
00:12:51,480 --> 00:12:52,920
‫حتی خودمم یادم رفته.

188
00:12:53,880 --> 00:12:55,320
‫سال‌هایی که توی این کوه گذشت،

189
00:12:55,440 --> 00:12:57,960
‫کنار همدیگه زندگی کردیم و پا به پای هم بودیم،

190
00:12:58,800 --> 00:13:00,000
‫همین برای دلم بس بود.

191
00:13:00,720 --> 00:13:02,760
‫همیشه بهم می‌خندید و می‌گفت ساده‌لوحم،

192
00:13:03,000 --> 00:13:05,400
‫می‌گفت اگه یه روز نتونیم به کمال معنوی برسیم

193
00:13:05,640 --> 00:13:06,960
‫و جاودانه نشیم،

194
00:13:07,560 --> 00:13:09,840
‫وقتی زمان جدایی مرگ و زندگی برسه،

195
00:13:10,560 --> 00:13:12,600
‫معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا کنیم.

196
00:13:13,680 --> 00:13:15,240
‫من همون روز ازش پرسیدم

197
00:13:15,480 --> 00:13:16,800
‫دلت چی می‌خواد؟

198
00:13:17,400 --> 00:13:19,200
‫اونم گفت هیچ توقع دیگه‌ای نداره،

199
00:13:19,920 --> 00:13:21,720
‫اگه زودتر از من رفت...

200
00:13:22,560 --> 00:13:23,760
‫ما که اهل تهذیب نفسیم،

201
00:13:24,720 --> 00:13:26,520
‫دنبال تشییع جنازه پر زرق و برق نیستیم؛

202
00:13:27,120 --> 00:13:28,440
‫طبیعی اومدیم،

203
00:13:28,680 --> 00:13:29,760
‫طبیعی هم می‌ریم.

204
00:13:30,480 --> 00:13:32,880
‫فقط دلش می‌خواست همین پشت کوه قلۀ بامبوهای بزرگ،

205
00:13:33,600 --> 00:13:35,400
‫یه مشت خاک روش باشه و بس.

206
00:13:36,240 --> 00:13:37,080
‫اینطوری...

207
00:13:37,440 --> 00:13:40,200
‫می‌تونه شب و روز چشم‌به‌راهِ آدمای جلوی کوه بمونه،

208
00:13:41,640 --> 00:13:42,840
‫و دیگه احساس تنهایی نکنه.

209
00:13:44,400 --> 00:13:45,000
‫همسر استاد...

210
00:13:46,080 --> 00:13:48,360
‫قراری که استاد خدابیامرز با شما گذاشته،

211
00:13:48,960 --> 00:13:50,400
‫ما شاگردا به خودمون اجازه نمی‌دیم ازش سرپیچی کنیم.

212
00:13:51,480 --> 00:13:53,400
‫فقط قبل از اینکه به خاک سپرده بشن،

213
00:13:54,000 --> 00:13:56,040
‫بهتر نیست به خواهر لینگ‌ار هم یه خبری بدیم؟

214
00:13:58,440 --> 00:13:59,520
‫فکر بدی هم نیست.

215
00:14:00,120 --> 00:14:02,160
‫رفتی پایین کوه، به دا رن بگو

216
00:14:02,760 --> 00:14:04,440
‫بی‌سر و صدا بره قلۀ سرِ اژدها،

217
00:14:04,920 --> 00:14:06,360
‫و به لینگ‌ار بگه برگرده.

218
00:14:06,480 --> 00:14:07,200
‫چشم.

219
00:14:56,640 --> 00:14:57,240
‫تو...

220
00:14:59,520 --> 00:15:01,080
‫چرا اومدی اینجا؟

221
00:15:03,960 --> 00:15:05,280
‫استادم منو فرستاد،

222
00:15:05,520 --> 00:15:06,480
‫تا بیام خدمت خاله سو ادای احترام کنم.

223
00:15:08,640 --> 00:15:10,680
‫همسر استاد همین پشت کوهه،

224
00:15:11,160 --> 00:15:13,320
‫ولی الان می‌خواد تنها باشه،

225
00:15:14,170 --> 00:15:15,580
‫دوست نداره کسی خلوتش رو به هم بزنه.

226
00:15:15,960 --> 00:15:17,300
‫بهم سپرد بعد از نیم ساعت...

227
00:15:18,120 --> 00:15:18,790
‫میتونی بری بالا

228
00:15:19,680 --> 00:15:20,400
‫طوری نیست،

229
00:15:21,240 --> 00:15:22,200
‫همین‌جا منتظر می‌مونم.

230
00:15:44,640 --> 00:15:45,840
‫زخم‌های روی بدنت...

231
00:15:46,560 --> 00:15:47,280
‫بهتر شده ؟

232
00:15:48,480 --> 00:15:49,440
‫خیلی بهترم.

233
00:15:50,040 --> 00:15:51,120
‫اگه اون روز نجاتم نمی‌دادی،

234
00:15:52,080 --> 00:15:53,640
‫الان بعید بود بتونم اینطوری سرِ پا وایسم.

235
00:15:54,360 --> 00:15:54,840
‫در واقع...

236
00:15:55,560 --> 00:15:56,760
‫باید ازت تشکر کنم.

237
00:16:00,240 --> 00:16:01,080
‫اون روز من...

238
00:16:01,320 --> 00:16:02,160
‫اون ضربه شمشیرم...

239
00:16:02,280 --> 00:16:03,240
‫دیگه چیزی نگو.

240
00:16:10,200 --> 00:16:11,520
‫ماجرای شمشیر ژوشیان رو...

241
00:16:12,600 --> 00:16:13,680
‫همسر استاد همه‌ش رو بهم گفت.

242
00:16:13,680 --> 00:16:15,360
‫ولی با این حال، استادم...

243
00:16:16,320 --> 00:16:18,120
‫هرچی نباشه استادی بود که بزرگم کرد و بهم همه‌چیزو یاد داد.

244
00:16:18,840 --> 00:16:20,880
‫می‌دونم شاید خودخواهیِ من باشه،

245
00:16:21,840 --> 00:16:23,400
‫فقط امیدوارم یکم بهم زمان بدی،

246
00:16:24,000 --> 00:16:24,600
‫تا منم بتونم...

247
00:16:25,080 --> 00:16:25,800
‫می‌فهمم.

248
00:16:27,720 --> 00:16:28,560
‫منتظرت می‌مونم.

249
00:16:35,040 --> 00:16:35,520
‫همسر استاد!

250
00:16:36,120 --> 00:16:37,680
‫همسر استاد!

251
00:16:39,600 --> 00:16:40,610
‫امکان نداره...

252
00:16:40,920 --> 00:16:42,000
‫امکان نداره!

253
00:17:39,000 --> 00:17:40,440
‫من تیان بویی هستم.

254
00:17:40,800 --> 00:17:41,160
‫خیـ...

255
00:17:41,640 --> 00:17:42,600
‫خیلی ممنون از کمکتون.

256
00:17:43,440 --> 00:17:44,280
‫من سو رو هستم.

257
00:17:44,520 --> 00:17:45,840
‫ایشون هم خواهر ارشدم، شوئی یوئه هستن.

258
00:17:46,200 --> 00:17:47,760
‫ما هر دو از شاگردای قلۀ بامبوهای کوچکیم.

259
00:17:52,660 --> 00:19:35,790
‫برای دانلود‌ زیرنویس ها رایگان عضو کانال تلگرامی ما بشید به آدرس زیر ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫Telegram ID : @AnimeAndSub_Holy_Sect
‫مترجم : No Name
