1
00:00:00,000 --> 00:00:15,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: vanitas ✧ Vanilla ✧ MUSE ✧ bunny ✧ naz ✧ Lavender ✧ Fatemeh ✧ Silvia ✧ Haneul ✧ Mati ✧ daisy ✧ LILI ✧</font>

2
00:01:30,566 --> 00:01:31,551
<font color="#6D1727">✧₊˚ ❁ 𓃮︵</font><font color="#F4A972">ببرها و شمیم گل سرخ</font><font color="#6D1727">︵𓃮 ❁ ˚₊✧</font>

3
00:01:35,660 --> 00:01:38,260
<font color="#F4A972">❁ 𓃮︵</font><font color="#6D1727">قسمت 12</font><font color="#F4A972">︵𓃮 ❁</font>

4
00:01:40,780 --> 00:01:42,860
اونجایی که زندگی می‌کردی، همسری داری؟

5
00:01:44,220 --> 00:01:44,860
عالیجناب

6
00:01:45,500 --> 00:01:45,940
نه، ندارم

7
00:01:47,030 --> 00:01:47,910
نظرت

8
00:01:49,190 --> 00:01:50,940
درباره‌ی دخترم، شاهدخت دان یانگ چیه؟

9
00:02:00,910 --> 00:02:01,500
جسارت نمی‌کنم

10
00:02:01,940 --> 00:02:03,110
درباره‌ی علیاحضرت اظهارنظر کنم

11
00:02:03,940 --> 00:02:04,910
بذار تا همینجا تمومش کنیم

12
00:02:07,190 --> 00:02:08,460
می‌خوام واسطه‌گری کنم

13
00:02:09,390 --> 00:02:11,420
و شاهدخت دان یانگ رو 
برای ازدواج پیشنهاد کنم

14
00:02:11,860 --> 00:02:12,420
چی می‌گی؟

15
00:02:22,620 --> 00:02:23,700
جسارت نمی‌کنم به عالیجناب دروغ بگم

16
00:02:27,230 --> 00:02:28,180
راستش

17
00:02:28,580 --> 00:02:29,390
یکی از شاگردهام هم

18
00:02:30,020 --> 00:02:31,900
مدت‌هاست که شاهدخت رو تحسین می‌کنه

19
00:02:32,510 --> 00:02:33,390
کدوم شاگرد؟

20
00:02:33,700 --> 00:02:37,350
وی شو، محقق برتری که عالیجناب منصوبش کردن

21
00:02:39,830 --> 00:02:41,399
اگه شاهدخت رو تحسین می‌کنه

22
00:02:41,441 --> 00:02:43,011
چرا زودتر حرفش رو نزده؟

23
00:02:45,860 --> 00:02:46,860
لطفا منو ببخشید، عالیجناب

24
00:02:47,460 --> 00:02:50,110
خانواده‌ات از خاندان اشراف‌زاده‌ی وی هستن؟

25
00:02:51,900 --> 00:02:52,270
بله

26
00:02:52,860 --> 00:02:55,860
می‌گن خاندان‌های بزرگ رو نمی‌شه شناخت

27
00:02:57,460 --> 00:02:58,510
اصلا نمی‌خوام

28
00:02:59,510 --> 00:03:01,020
وان یائو رو بفرستم توی یکی از اونا

29
00:03:02,460 --> 00:03:03,020
بلند شو

30
00:03:04,140 --> 00:03:04,950
بشینین

31
00:03:05,460 --> 00:03:06,180
ممنونم، عالیجناب

32
00:03:06,420 --> 00:03:07,070
ممنونم، عالیجناب

33
00:03:15,670 --> 00:03:16,110
عالیجناب

34
00:03:16,900 --> 00:03:19,460
<i>!فرمانده یو تشریف آوردن</i>

35
00:03:25,300 --> 00:03:31,300
<font color="#E53935">⧼تالار لان یوئه⧽</font>

36
00:03:36,830 --> 00:03:39,180
دارین از بهترین استعدادهای 
قلمرو پذیرایی می‌کنین

37
00:03:39,620 --> 00:03:41,900
چرا من دعوت نشدم، عالیجناب؟

38
00:03:42,950 --> 00:03:44,390
سرت خیلی شلوغ بود

39
00:03:44,670 --> 00:03:46,990
نمی‌خواستم به زحمت بندازمت

40
00:03:53,670 --> 00:03:56,350
من فقط بار عالیجناب رو سبک می‌کنم

41
00:03:56,790 --> 00:03:57,830
این که سرم رو شلوغ نمی‌کنه

42
00:04:15,270 --> 00:04:16,030
شراب یو هان

43
00:04:16,990 --> 00:04:18,030
یه شراب درجه ‌یک از جینگ شمالیه

44
00:04:20,150 --> 00:04:21,180
راستی

45
00:04:22,990 --> 00:04:25,940
شراب هدیه از اونجا این سال‌ها کم شده

46
00:04:27,620 --> 00:04:27,990
عالیجناب

47
00:04:29,470 --> 00:04:32,670
رسم و رسوم منطقه‌ی جینگ شمالی رو یادتونه؟

48
00:04:34,350 --> 00:04:35,350
وقتی پدر یا برادر بزرگ‌تر می‌میره

49
00:04:35,790 --> 00:04:36,910
پسر یا برادر کوچیک‌تر جاش رو می‌گیره

50
00:04:38,180 --> 00:04:39,860
هر چند ژنرال منگ بای یو مرده

51
00:04:40,350 --> 00:04:42,940
ولی جانشینش هنوز از خاندان منگه

52
00:04:43,300 --> 00:04:43,620
پس

53
00:04:44,380 --> 00:04:45,180
به نظر من

54
00:04:45,790 --> 00:04:47,420
شاهدخت دان یانگ

55
00:04:47,590 --> 00:04:50,110
نباید با محقق برتر یا 
با محقق رتبه‌ی سوم ازدواج کنه

56
00:04:52,500 --> 00:04:52,990
بلکه

57
00:04:53,500 --> 00:04:55,710
باید با ژنرال جوان منگ
فرماندار نظامی فعلی ازدواج کنه

58
00:05:04,710 --> 00:05:05,260
ارباب یو

59
00:05:06,300 --> 00:05:07,500
من شاهدخت هوای‌ بزرگم

60
00:05:09,110 --> 00:05:11,030
دقیقا چون شاهدخت هوای بزرگ هستین

61
00:05:11,350 --> 00:05:14,470
باید مردم رو در اولویت قرار بدین

62
00:05:15,470 --> 00:05:16,030
شمال جینگ

63
00:05:16,500 --> 00:05:17,470
هنوز اوضاع باثباتی نداره

64
00:05:25,620 --> 00:05:26,420
ارباب یو

65
00:05:27,260 --> 00:05:30,230
برای تأمین امنیت شمال جینگ یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

66
00:05:31,740 --> 00:05:34,030
اما در مورد ازدواجشون

67
00:05:34,550 --> 00:05:35,940
ما بزرگ‌ترها

68
00:05:36,500 --> 00:05:38,030
نباید مجبورشون کنیم

69
00:05:38,300 --> 00:05:40,260
باید نظر خودشون رو بپرسیم

70
00:05:43,230 --> 00:05:43,910
محقق رتبه‌ی سوم

71
00:05:46,420 --> 00:05:46,940
عالیجناب

72
00:05:47,590 --> 00:05:49,860
می‌خوام دخترم رو به همسری تو دربیارم

73
00:05:50,060 --> 00:05:50,940
قبول می‌کنی؟

74
00:06:00,110 --> 00:06:00,710
عالیجناب

75
00:06:01,550 --> 00:06:01,910
من

76
00:06:02,670 --> 00:06:03,150
قبول می‌کنم

77
00:06:03,690 --> 00:06:08,300
<font color="#F6A950">فقط برای قربانی شدن به دنیا نیومدیم♪
♪نباید عشق رو بی‌صدا تجربه کنی</font>

78
00:06:09,790 --> 00:06:10,470
<i>پسری که فامیلیت یانه<i>

79
00:06:10,860 --> 00:06:12,230
<i>حداقل یه ذره جرات و جسارت داری<i>

80
00:06:13,300 --> 00:06:14,260
اما من قبول نمی‌کنم

81
00:06:14,560 --> 00:06:17,760
<font color="#F6A950">♪کی جرات داره منو به خاک بزنه؟♪</font>

82
00:06:19,590 --> 00:06:20,180
دان یانگ

83
00:06:21,230 --> 00:06:22,639
خودتون همین الان پرسیدین چی می‌خوام

84
00:06:22,680 --> 00:06:24,055
<font color="#F6A950">♪اگه راهم رو ببندن، با شمشیر راه باز می‌کنم♪</font>

85
00:06:24,580 --> 00:06:24,940
من باهاش ازدواج نمی‌کنم

86
00:06:24,989 --> 00:06:28,081
<font color="#F6A950">♪جمعیت رو کنار می‌زنم، خدایان مغرور رو سرنگون می‌کنم♪</font>

87
00:06:28,123 --> 00:06:29,813
<font color="#F6A950">♪حتی دروازه‌های جهنم رو هم می‌شکنم♪</font>

88
00:06:33,060 --> 00:06:35,380
شاهدخت دان یانگ وظیفه‌اش رو در قبال سرزمین می‌دونه

89
00:06:35,710 --> 00:06:36,180
!آفرین

90
00:06:37,470 --> 00:06:37,860
عالیجناب

91
00:06:39,790 --> 00:06:40,420
!تبریک عرض می‌کنم

92
00:07:04,060 --> 00:07:04,590
شاهدخت

93
00:07:12,820 --> 00:07:13,550
در حال حاضر

94
00:07:13,990 --> 00:07:15,420
مردی که بیشتر از همه دلش رو برده

95
00:07:16,420 --> 00:07:17,910
اون نفر سوم آزمونه

96
00:07:19,620 --> 00:07:21,590
احتمالا ارباب جوان وی زیادی خجالتیه

97
00:07:21,790 --> 00:07:24,030
برخلاف اون محقق رتبه‌ی سومی که خیلی پرروئه

98
00:07:24,230 --> 00:07:25,500
کدوم محقق رتبه‌ی سوم؟

99
00:07:26,300 --> 00:07:27,470
انقدر ادا و اطوار درمیاره

100
00:07:27,790 --> 00:07:28,790
با اون نگاه‌های عشوه‌گرش

101
00:07:29,260 --> 00:07:30,710
قیافه‌اش به یه عیاش بی‌شرم می‌خوره

102
00:07:31,420 --> 00:07:33,230
حتی نتونست از وی شو نمره‌ی بیشتری بگیره

103
00:07:34,710 --> 00:07:36,550
با وجود اون روباه مکار

104
00:07:37,470 --> 00:07:39,500
واقعا در حق وی شو بی‌انصافیه

105
00:07:40,060 --> 00:07:41,030
دقیقا

106
00:07:41,350 --> 00:07:43,060
ما هیچوقت نمی‌فهمیم

107
00:07:43,470 --> 00:07:45,470
شاهدخت‌ها چه سلیقه‌ای دارن

108
00:07:57,230 --> 00:07:57,710
شاهدخت

109
00:07:58,380 --> 00:07:59,470
عالیجناب این ازدواج رو ترتیب دادن

110
00:07:59,710 --> 00:08:00,470
تا به شما کمک کنن

111
00:08:01,500 --> 00:08:03,350
من پدرم رو بهتر از تو می‌شناسم

112
00:08:04,300 --> 00:08:05,500
این ازدواج باعث می‌شه

113
00:08:05,860 --> 00:08:07,030
دیگه مجبور نباشین به شمال برگردین

114
00:08:07,470 --> 00:08:07,910
یان شانگ

115
00:08:08,620 --> 00:08:09,420
یادت رفته

116
00:08:09,910 --> 00:08:11,790
چرا تو رو کنار خودم نگه داشتم

117
00:08:12,110 --> 00:08:12,790
و مشاورم کردم؟

118
00:08:13,590 --> 00:08:15,060
یادت رفته برای چی می‌جنگم؟

119
00:08:15,790 --> 00:08:16,710
من از کی تا حالا

120
00:08:17,060 --> 00:08:18,110
به فکر امنیت خودم بودم؟

121
00:08:18,180 --> 00:08:19,110
فراموش نکردم

122
00:08:19,500 --> 00:08:20,670
برای همین اومدم بهتون بگم

123
00:08:21,060 --> 00:08:21,670
...حتی اگه

124
00:08:24,860 --> 00:08:26,230
حتی اگه بین ما عشقی نباشه

125
00:08:26,710 --> 00:08:27,820
می‌تونیم وانمود کنیم که هست

126
00:08:28,350 --> 00:08:28,740
توی خلوت

127
00:08:29,300 --> 00:08:30,420
بازم دست راستتون می‌مونم

128
00:08:31,230 --> 00:08:31,710
جلوی بقیه

129
00:08:32,380 --> 00:08:33,740
فقط نقش یه زوج عاشق رو بازی می‌کنیم

130
00:08:34,710 --> 00:08:35,860
این فقط یه راه‌حل موقتیه

131
00:08:36,310 --> 00:08:36,830
من تظاهر نمی‌کنم

132
00:08:39,110 --> 00:08:39,839
اگه منطقه‌ی مرکزی

133
00:08:39,881 --> 00:08:41,491
یه روز برای عملی کردن اون ازدواج بیاد

134
00:08:42,500 --> 00:08:43,660
حداقل می‌تونیم یه مدتی معطلشون کنیم

135
00:08:43,900 --> 00:08:44,830
یان شانگ، خوب گوش کن

136
00:08:45,590 --> 00:08:47,710
خسته شدم از اینکه مثل یه مهره
 به ازدواج کسی دربیارنم

137
00:08:48,230 --> 00:08:49,990
خسته شدم از اینکه هیچ انتخابی
 جز کوتاه اومدن نداشته باشم

138
00:08:50,070 --> 00:08:51,590
دیگه این وضع رو تحمل نمی‌کنم

139
00:08:52,740 --> 00:08:52,990
...شاهدخت

140
00:09:06,430 --> 00:09:07,740
!مو وان یائو، صبر کن

141
00:09:07,950 --> 00:09:08,990
!سان لانگ، این کار رو نکن

142
00:09:13,520 --> 00:09:14,140
<font color="#E53935">⧼عمارت خاندان سوی⧽</font>

143
00:09:16,020 --> 00:09:16,500
!آ یائو

144
00:09:19,900 --> 00:09:20,990
می‌خواستی خودت رو بکشی

145
00:09:21,350 --> 00:09:22,110
یا من رو هم با خودت به کشتن بدی؟

146
00:09:23,380 --> 00:09:24,470
اگه حاضر نیستی با یان شانگ ازدواج کنی

147
00:09:25,110 --> 00:09:25,740
چرا به جاش با من ازدواج نمی‌کنی؟

148
00:09:26,590 --> 00:09:27,660
چرا انقدر قاطعانه دست رد
 به سینه‌ی همه‌‌امون می‌زنی؟

149
00:09:28,070 --> 00:09:29,860
یانگ سان، فکر کردی کی هستی؟

150
00:09:30,900 --> 00:09:32,740
می‌تونی جلوی یو چنگ آن 
یا منگ زای شی رو بگیری؟

151
00:09:33,500 --> 00:09:35,140
اگه یو چنگ آن امروز فقط بازی درآورده باشه

152
00:09:35,350 --> 00:09:36,350
مجبور نیستم با کسی ازدواج کنم

153
00:09:37,470 --> 00:09:38,950
اما اگه واقعا بخواد من رو بفرسته شمال

154
00:09:39,540 --> 00:09:41,599
حتی اگه یان شانگ، تو و وی شو

155
00:09:41,641 --> 00:09:43,091
همگی با هم با من ازدواج کنین هم

156
00:09:43,310 --> 00:09:44,110
نمی‌تونین نجاتم بدین

157
00:09:46,020 --> 00:09:46,620
اگه کار به اونجا بکشه

158
00:09:47,070 --> 00:09:48,860
هرکس همسرم بشه
 باید خودش رو مرده فرض کنه

159
00:09:55,860 --> 00:09:56,409
...آ یائو

160
00:09:56,451 --> 00:09:57,251
اگه می‌خوای گریه کنی، برو خونه

161
00:09:57,430 --> 00:09:58,110
هنوز که نمردم

162
00:09:58,660 --> 00:09:59,070
!تو هم گمشو

163
00:10:08,070 --> 00:10:09,230
منظورش از "تو هم" چی بود؟

164
00:10:14,620 --> 00:10:14,990
برادر یان

165
00:10:16,350 --> 00:10:16,780
برادر وی

166
00:10:17,380 --> 00:10:18,110
دایی رفت؟

167
00:10:20,140 --> 00:10:20,590
برادر یان

168
00:10:21,350 --> 00:10:23,830
چرا ارباب یو یهویی اون حرف‌ها رو زد؟

169
00:10:24,500 --> 00:10:26,740
واقعا می‌خواد علیاحضرت رو بفرسته شمال؟

170
00:10:28,350 --> 00:10:29,990
جینگ شمالی این اواخر آروم بوده

171
00:10:30,380 --> 00:10:31,830
و سال‌هاست که با دربار توی صلح بوده

172
00:10:32,310 --> 00:10:33,260
احتمالا یو چنگ آن

173
00:10:33,740 --> 00:10:34,860
همینطوری یه چیزی گفته

174
00:10:35,020 --> 00:10:36,070
<i>بالاخره، آزمون‌ها تموم شد</i>

175
00:10:36,140 --> 00:10:37,540
<i>!بالاخره راحت شدیم</i> -
<i>!حرف دلم رو زدی</i> -

176
00:10:37,660 --> 00:10:38,209
<i>بیا بریم اون طرف رو هم ببینیم</i>

177
00:10:38,251 --> 00:10:38,921
<i>زود باش، بیا این طرف رو ببینیم</i>

178
00:10:39,500 --> 00:10:40,430
زندگی دیگران

179
00:10:40,710 --> 00:10:41,620
آینده‌ی دیگران

180
00:10:42,070 --> 00:10:43,590
برای اون هیچ اهمیتی نداره

181
00:10:44,140 --> 00:10:45,380
برای همین انقدر راحت باهاشون شوخی می‌کنه

182
00:10:46,140 --> 00:10:46,710
یا شاید

183
00:10:47,500 --> 00:10:48,990
فقط می‌خواسته به شاهدخت هشدار بده

184
00:10:49,230 --> 00:10:49,860
و بترسونش

185
00:10:50,230 --> 00:10:51,190
اگه این آدم شرور نابود نشه

186
00:10:51,830 --> 00:10:52,620
این قلمرو هیچوقت روی آرامش رو نمی‌بینه

187
00:10:53,590 --> 00:10:55,500
این رو به هر کسی دیگه‌ای بگی

188
00:10:56,020 --> 00:10:56,990
ممکنه تا فردا

189
00:10:57,620 --> 00:10:59,140
خاندان خودت رو به نابودی بکشونی

190
00:11:03,660 --> 00:11:04,900
اگه حق با تو باشه

191
00:11:05,590 --> 00:11:07,070
و یو چنگ آن فقط می‌خواسته بترسونتش

192
00:11:07,430 --> 00:11:08,140
پس علیاحضرت

193
00:11:08,620 --> 00:11:09,900
فعلا توی امنیته

194
00:11:11,590 --> 00:11:12,140
دقیقا

195
00:11:12,860 --> 00:11:14,110
اوضاع سیاسی ممکنه یک‌شبه عوض بشه

196
00:11:14,860 --> 00:11:15,710
دو منطقه‌ی نظامی توی جینگ شمالی

197
00:11:16,660 --> 00:11:17,710
و قدرت‌های منطقه‌ای توی سراسر قلمرو

198
00:11:18,190 --> 00:11:19,230
آماده‌ی حمله‌ان

199
00:11:19,620 --> 00:11:20,380
و هدف همه‌اشون دربار سلطنتیه

200
00:11:21,660 --> 00:11:22,780
اگه منطقه‌ی مرکزی دست به کار بشه

201
00:11:23,230 --> 00:11:23,710
شاهدخت

202
00:11:24,500 --> 00:11:25,830
اولین قربانی می‌شه

203
00:11:28,660 --> 00:11:29,110
بریم

204
00:11:29,780 --> 00:11:30,500
باید برگردم

205
00:11:31,190 --> 00:11:32,070
و از شاهدخت عذرخواهی کنم

206
00:11:32,620 --> 00:11:33,020
چی شده؟

207
00:11:33,740 --> 00:11:34,500
همین الان

208
00:11:35,540 --> 00:11:36,590
دوباره ناراحتش کردم

209
00:11:42,620 --> 00:11:43,830
شنیدم

210
00:11:46,110 --> 00:11:47,540
محقق رتبه‌ی اول، وی شو

211
00:11:49,070 --> 00:11:50,190
شاگرد توئه

212
00:11:50,540 --> 00:11:50,860
درسته

213
00:11:52,070 --> 00:11:53,260
پس چرا داری پیش من

214
00:11:53,900 --> 00:11:56,900
از محقق رتبه‌ی سوم تعریف می‌کنی؟

215
00:11:58,260 --> 00:11:59,190
من رو ببخشید، علیاحضرت

216
00:12:00,310 --> 00:12:02,740
فقط اینکه محقق رتبه‌ی سوم

217
00:12:03,260 --> 00:12:04,230
خیلی جذابه

218
00:12:04,660 --> 00:12:05,540
نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

219
00:12:05,950 --> 00:12:08,140
که جلوی شما ازش تعریف نکنم

220
00:12:09,990 --> 00:12:11,260
جذاب؟

221
00:12:12,430 --> 00:12:14,990
انتظار نداشتم این کلمه رو

222
00:12:15,950 --> 00:12:16,780
از تو بشنوم

223
00:12:17,430 --> 00:12:18,950
علیاحضرت شاید این رو ندونن

224
00:12:20,540 --> 00:12:22,140
اون محقق رتبه‌ی سوم

225
00:12:22,230 --> 00:12:23,950
شاید باهوش‌ترین نباشه

226
00:12:24,710 --> 00:12:26,950
ولی ظاهرش بی‌نظیره

227
00:12:27,780 --> 00:12:28,590
به نظر من

228
00:12:28,900 --> 00:12:31,380
حتی از مردهایی که

229
00:12:31,950 --> 00:12:33,020
همین الان کنار علیاحضرتن هم سرتره

230
00:12:47,380 --> 00:12:48,350
اون دو نفر کی‌ان؟

231
00:12:54,310 --> 00:12:54,860
علیاحضرت

232
00:12:55,620 --> 00:12:58,070
اونا محقق رتبه‌ی اول و سوم امسالن

233
00:13:00,710 --> 00:13:01,900
اون یکی که سفید پوشیده

234
00:13:02,140 --> 00:13:03,140
با اینکه خوش‌تیپه

235
00:13:04,020 --> 00:13:05,470
ولی یه کم زیادی جوونه

236
00:13:06,140 --> 00:13:07,070
سلیقه‌ی من نیست

237
00:13:10,260 --> 00:13:11,620
اسم اون یکی که لباس
فیروزه‌ای خیلی روشن پوشیده چیه؟

238
00:13:12,350 --> 00:13:12,740
علیاحضرت

239
00:13:13,350 --> 00:13:15,260
اون یان شانگه، محقق رتبه‌ی سوم

240
00:13:19,070 --> 00:13:19,620
علیاحضرت

241
00:13:20,310 --> 00:13:22,070
اشتباه می‌گفتم؟

242
00:13:23,710 --> 00:13:25,020
برای مردی به سن و سال تو

243
00:13:25,540 --> 00:13:26,190
واقعا

244
00:13:26,740 --> 00:13:27,380
چشم خوبی داری

245
00:13:31,620 --> 00:13:32,780
فنگ شیان یو

246
00:13:34,110 --> 00:13:34,950
خنده‌دار نیست؟

247
00:13:36,710 --> 00:13:39,110
اگه اون روز پیش من نمیومدی

248
00:13:39,500 --> 00:13:42,190
و از روی غرور بیش از حد
شهرت و مقام رو رد نمی‌کردی

249
00:13:42,950 --> 00:13:43,740
اون وقت امروز

250
00:13:44,430 --> 00:13:45,759
من هم نمی‌تونستم

251
00:13:45,801 --> 00:13:48,041
محقق خوش‌چهره‌ای که رتبه‌ی سوم رو کسب کرده ببینم

252
00:13:49,590 --> 00:13:50,590
پس فکر کنم

253
00:13:51,190 --> 00:13:52,590
باید ازت تشکر کنم

254
00:14:14,300 --> 00:14:16,940
<font color="#E53935">⧼عمارت شاهدخت دان یانگ⧽</font>

255
00:14:51,110 --> 00:14:52,020
عجله برای چیه؟

256
00:14:52,260 --> 00:14:53,190
خبر فوری‌ای برای علیاحضرت دارم

257
00:15:10,430 --> 00:15:11,020
علیاحضرت 

258
00:15:11,860 --> 00:15:12,620
ارباب یو درخواست ملاقات دارن

259
00:15:19,380 --> 00:15:25,660
<font color="#E53935">⧼عمارت شاهدخت دان یانگ⧽</font>

260
00:15:29,460 --> 00:15:34,540
<font color="#F6A950">فقط برای قربانی شدن به دنیا نیومدیم♪
♪نباید عشق رو بی‌صدا تجربه کنی</font>

261
00:15:34,590 --> 00:15:36,990
<font color="#F6A950">♪نباید برای صلح هیچ سرزمینی تن به ازدواج بدی♪</font>

262
00:15:37,160 --> 00:15:40,420
<font color="#F6A950">♪سرد مثل تیغه‌ی شمشیر، ولی بی‌همتا مثل شکوفه♪</font>

263
00:15:40,820 --> 00:15:43,890
<font color="#F6A950">♪کی جرات داره منو به خاک بزنه؟♪</font>

264
00:15:44,260 --> 00:15:46,730
<font color="#F6A950">♪...معصومیتم رو قربانی کردم♪</font>

265
00:15:47,470 --> 00:15:47,950
شاهدخت

266
00:15:49,190 --> 00:15:49,660
شاهدخت

267
00:15:50,310 --> 00:15:51,344
یان آر لانگ هنوز زیر بارونه

268
00:15:51,386 --> 00:15:54,513
<font color="#F6A950">♪جمعیت رو کنار می‌زنم، خدایان مغرور رو سرنگون می‌کنم♪</font>

269
00:15:54,555 --> 00:15:56,215
<font color="#F6A950">♪حتی دروازه‌های جهنم رو هم می‌شکنم♪</font>

270
00:15:56,710 --> 00:15:57,479
چرا مثل مجسمه

271
00:15:57,521 --> 00:15:58,561
جلوی در اتاقم وایسادی؟

272
00:15:58,950 --> 00:15:59,620
حرفت رو بزن

273
00:16:01,110 --> 00:16:01,830
اگه حرف بی‌خودیه

274
00:16:02,140 --> 00:16:02,769
خودت رو خسته نکن

275
00:16:02,811 --> 00:16:05,599
<font color="#F6A950">♪نترس، به خاطر تو تبدیل به یه اهریمن می‌شم♪</font>

276
00:16:05,641 --> 00:16:08,189
<font color="#F6A950">♪از دل آتیش رد می‌شم، برج‌های تاریک رو برات روشن می‌کنم♪</font>

277
00:16:08,231 --> 00:16:09,711
نمی‌دونم از کجا شروع کنم

278
00:16:10,380 --> 00:16:11,740
صبر می‌کنم تا علیاحضرت برگردن

279
00:16:12,260 --> 00:16:12,714
بعد همه‌ چیز رو توضیح می‌دم

280
00:16:12,756 --> 00:16:16,502
<font color="#F6A950">هر چند گذر از این دنیا سخته♪
♪دستت رو می‌گیرم و ازش می‌گذرم</font>

281
00:16:16,544 --> 00:16:19,591
<font color="#F6A950">♪با شمشیر در دست، به دل ناشناخته‌ها می‌زنم♪</font>

282
00:16:19,633 --> 00:16:24,203
<font color="#F6A950">♪از شاهدخت مراقبت می‌کنم و نمی‌ذارم اشکی از چشمش بچکه♪</font>

283
00:16:56,660 --> 00:16:57,140
شاهدخت

284
00:16:57,950 --> 00:16:58,860
متوجه نمی‌شم

285
00:16:59,140 --> 00:17:01,020
چرا انقدر از دستش عصبانی هستین؟

286
00:17:03,860 --> 00:17:04,910
از دستش عصبانی نیستم

287
00:17:05,950 --> 00:17:06,910
راه پیش رومون خطرناکه

288
00:17:07,230 --> 00:17:08,150
و شانس موفقیتمون کمه

289
00:17:09,500 --> 00:17:10,630
فقط می‌خواستم بهش بگم

290
00:17:11,740 --> 00:17:13,300
بی‌خودی امیدوار نباشه

291
00:17:14,780 --> 00:17:15,710
و این رو به خودم هم یادآوری کنم

292
00:17:21,910 --> 00:17:23,780
نامه‌ای دست‌نویس از ژنرال منگ زای شی

293
00:17:23,950 --> 00:17:25,990
فرماندار نظامی جدید منطقه‌ی مرکزی

294
00:17:27,910 --> 00:17:29,870
تازه به شنگ آن رسیده

295
00:17:30,740 --> 00:17:31,060
علیاحضرت 

296
00:17:31,820 --> 00:17:34,300
وقتی توی شمال بودین ایشون رو می‌شناختین؟

297
00:17:35,910 --> 00:17:36,670
نه زیاد

298
00:17:38,950 --> 00:17:40,100
عجیبه

299
00:17:40,870 --> 00:17:43,430
ژنرال منگ بیست‌وسه سالشه

300
00:17:44,060 --> 00:17:45,020
و هنوز ازدواج نکرده

301
00:17:45,910 --> 00:17:46,910
همین به‌اندازه‌ی کافی عجیبه

302
00:17:47,580 --> 00:17:50,020
اما توی نامه‌اش از دربار نخواسته

303
00:17:51,150 --> 00:17:52,230
براش همسر انتخاب کنه

304
00:17:52,670 --> 00:17:56,100
در عوض، چند بار سراغ شما رو گرفته

305
00:18:00,340 --> 00:18:00,780
بخونینش

306
00:18:05,990 --> 00:18:07,820
ژنرال منگ به‌ عنوان فرماندار نظامی منطقه‌ی مرکزی

307
00:18:08,260 --> 00:18:09,470
حتما مسائل مهم حکومتی رو

308
00:18:10,100 --> 00:18:11,780
توی نامه‌اش مطرح کرده

309
00:18:12,740 --> 00:18:14,340
من فقط یه زن ناآگاهم

310
00:18:16,910 --> 00:18:17,580
جرات نمی‌کنم بخونمش

311
00:18:21,910 --> 00:18:23,230
منو ببخشین، زیاده‌روی کردم

312
00:18:25,470 --> 00:18:26,430
در این صورت

313
00:18:28,100 --> 00:18:29,470
فقط چند خط

314
00:18:30,100 --> 00:18:32,670
براتون می‌خونم، علیاحضرت

315
00:18:33,430 --> 00:18:34,340
اون برای من

316
00:18:34,670 --> 00:18:35,430
فقط یه غریبه‌ست

317
00:18:36,670 --> 00:18:37,670
برام مهم نیست

318
00:18:38,390 --> 00:18:39,060
توی نامه‌اش چی نوشته

319
00:18:44,060 --> 00:18:44,580
درسته

320
00:18:47,340 --> 00:18:48,020
...ولی

321
00:18:48,910 --> 00:18:52,710
اگه ژنرال منگ بخواد دوباره
بفرستتون به جینگ شمالی چی؟

322
00:19:02,100 --> 00:19:03,390
من شاهدخت هوای هستم

323
00:19:04,340 --> 00:19:06,470
وظیفه‌امه که بار دربار رو
سبک‌تر کنم

324
00:19:07,470 --> 00:19:09,540
تازه، یه بار اونجا ازدواج کردم

325
00:19:10,100 --> 00:19:11,020
نمی‌خواد الکی شلوغش کنیم

326
00:19:13,740 --> 00:19:14,470
چه عاقل

327
00:19:16,300 --> 00:19:18,190
از وقتی از جینگ شمالی برگشتین

328
00:19:18,430 --> 00:19:20,780
علیاحضرت خیلی آروم‌تر شدین

329
00:19:21,150 --> 00:19:21,740
تحسین‌برانگیزه

330
00:19:22,780 --> 00:19:23,430
واقعا

331
00:19:24,260 --> 00:19:26,870
بعضی‌ها جونشون رو از دست می‌دن

332
00:19:27,260 --> 00:19:29,870
چون رسم دنیا رو نمی‌دونن

333
00:19:32,230 --> 00:19:32,990
راستش

334
00:19:33,540 --> 00:19:34,820
امروز کار واجبی نداریم

335
00:19:35,540 --> 00:19:37,580
فقط کنجکاو بودم

336
00:19:38,150 --> 00:19:39,020
دقیقا

337
00:19:40,020 --> 00:19:42,740
توی جینگ شمالی چیکار کردین

338
00:19:43,150 --> 00:19:45,990
که ژنرال منگ انقدر شیفته‌اتون شد؟

339
00:19:54,100 --> 00:19:54,910
راستش

340
00:19:55,340 --> 00:19:55,950
لازم نیست بپرسم

341
00:20:01,950 --> 00:20:03,500
علیاحضرت، لطفا برگردین

342
00:20:11,430 --> 00:20:12,630
اگه ژنرال منگ

343
00:20:13,230 --> 00:20:14,910
واقعا بخواد ازتون خواستگاری کنه

344
00:20:15,260 --> 00:20:17,390
به هوای بزرگ کمک می‌کنه

345
00:20:17,630 --> 00:20:18,780
که حاکمان محلی رو مهار کنه

346
00:20:31,820 --> 00:20:36,090
<font color="#F6A950">♪دوباره به خودم توی گذشته نگاه می‌کنم♪</font>

347
00:20:36,140 --> 00:20:39,530
<font color="#F6A950">♪نترس، به خاطر تو تبدیل به یه اهریمن می‌شم♪</font>

348
00:20:39,580 --> 00:20:45,520
<font color="#F6A950">♪از دل آتیش رد می‌شم، برج‌های تاریک رو برات روشن می‌کنم♪</font>

349
00:20:46,090 --> 00:20:49,930
<font color="#F6A950">هر چند گذر از این دنیا سخته♪
♪دستت رو می‌گیرم و ازش می‌گذرم</font>

350
00:20:49,980 --> 00:20:53,300
<font color="#F6A950">♪با شمشیر در دست، به دل ناشناخته‌ها می‌زنم♪</font>

351
00:20:53,350 --> 00:20:57,440
<font color="#F6A950">♪گرگ‌ها رو می‌کشم و ببرها رو رام می‌کنم، دروازه‌های شهر رو می‌شکنم♪</font>

352
00:21:11,740 --> 00:21:12,340
<i>یو چنگ آن</i>

353
00:21:13,780 --> 00:21:14,820
<i>این بار ببینیم</i>

354
00:21:16,740 --> 00:21:18,390
<i>دوباره منو می‌کشی</i>

355
00:21:19,870 --> 00:21:21,430
<i>یا من اول تو رو می‌کشم؟</i>

356
00:21:40,380 --> 00:21:44,420
<font color="#E53935">⧼عمارت شاهدخت دان یانگ⧽</font>

357
00:21:54,670 --> 00:21:55,100
علیاحضرت

358
00:21:57,060 --> 00:21:58,020
محقق رتبه‌ی سوم

359
00:21:58,740 --> 00:21:59,580
منو می‌شناسی؟

360
00:22:00,060 --> 00:22:01,100
به عنوان شاهدخت ارشد

361
00:22:01,780 --> 00:22:03,540
کی توی شنگ آن هست که نشناسه؟

362
00:22:05,100 --> 00:22:06,150
چه چرب‌زبون

363
00:22:07,340 --> 00:22:08,910
بیا اینجا، چندتا سوال دارم

364
00:22:20,230 --> 00:22:20,950
بفرمایین، علیاحضرت

365
00:22:33,500 --> 00:22:34,580
چرا داری عقب می‌کشی؟

366
00:22:38,780 --> 00:22:39,540
علیاحضرت شما یه شاهدخت نجیبین

367
00:22:40,100 --> 00:22:40,990
و من فقط یه محقق عادی‌ام

368
00:22:41,580 --> 00:22:43,580
از همینجا گوش می‌دم

369
00:22:45,540 --> 00:22:46,580
اوه، هنوز منصوب نشدی

370
00:22:47,780 --> 00:22:48,670
عجله نکن

371
00:22:49,780 --> 00:22:51,710
وقتی درست حسابی گپ بزنیم

372
00:22:52,190 --> 00:22:54,500
دیگه نمی‌خواد نگران این چیزها باشی

373
00:22:55,670 --> 00:22:56,390
از لطفتون ممنونم علیاحضرت

374
00:22:56,910 --> 00:22:57,870
من قدردان این لطفم

375
00:23:02,100 --> 00:23:03,190
راستی حالا که صحبتش شد

376
00:23:04,020 --> 00:23:06,260
تازگی‌ها یه‌ دفعه به تاریخ علاقه‌مند شدم

377
00:23:07,500 --> 00:23:08,340
فقط اینکه

378
00:23:08,710 --> 00:23:09,990
خیلی چیزها هست که ازشون سر درنمیارم

379
00:23:12,020 --> 00:23:13,870
تو که نفر سوم آزمون سلطنتی شدی، حتما 
خیلی باسوادی

380
00:23:14,670 --> 00:23:17,230
به اقامتگاهم بیا و چندتا از سوال‌هام رو جواب بده

381
00:23:22,540 --> 00:23:23,340
ببخشین، علیاحضرت

382
00:23:24,260 --> 00:23:25,260
من فقط یه روستایی ساده‌ام

383
00:23:25,870 --> 00:23:26,740
که نه سواد چندانی دارم، نه استعداد خاصی

384
00:23:27,020 --> 00:23:27,740
قبولی توی آزمون هم فقط از روی شانس بود

385
00:23:28,580 --> 00:23:29,100
می‌ترسم

386
00:23:29,950 --> 00:23:30,540
که از پس این کار برنیام

387
00:23:31,710 --> 00:23:32,150
با اجازه‌اتون، مرخص می‌شم

388
00:23:34,820 --> 00:23:36,500
درست اومدی جلوی چشم دان یانگ ساکن شدی

389
00:23:37,020 --> 00:23:38,580
فکر کردم دست‌کم بلدی موقعیت رو بسنجی و عاقلانه رفتار کنی

390
00:23:39,670 --> 00:23:40,430
ولی فکرش رو نمی‌کردم

391
00:23:41,150 --> 00:23:42,300
انقدر یه دنده باشی

392
00:23:43,820 --> 00:23:44,500
نکنه

393
00:23:45,100 --> 00:23:46,630
به خاطر اون داری پاک‌دامنیت رو حفظ می‌کنی؟

394
00:23:50,740 --> 00:23:51,580
علیاحضرت، دارین شوخی می‌کنین

395
00:24:23,950 --> 00:24:24,740
وقتی برگشتیم

396
00:24:25,020 --> 00:24:26,300
اگه یان آر لانگ هنوز جلوی در منتظر بود

397
00:24:26,710 --> 00:24:27,470
بذار بیاد داخل

398
00:24:28,430 --> 00:24:29,390
شاهدخت، پس بخشیدینش؟

399
00:24:30,060 --> 00:24:31,150
اصلا چیزی نیست که بخوام ببخشمش

400
00:24:32,300 --> 00:24:33,340
چند روزی ازش فاصله بگیرم

401
00:24:33,820 --> 00:24:34,500
برای هر دومون بهتره

402
00:24:36,630 --> 00:24:38,190
پس می‌رم یان آر لانگ رو دعوت می‌کنم بیاد داخل

403
00:24:38,580 --> 00:24:40,150
و یه چای زنجبیلی داغ هم براش درست می‌کنم

404
00:24:45,390 --> 00:24:46,780
<i>روزهای آروم و بی‌دغدغه‌ای مثل این</i>

405
00:24:47,950 --> 00:24:49,020
<i>معلوم نیست چند روز دیگه دوام داشته باشن</i>

406
00:24:50,740 --> 00:24:52,020
<i>اگه نقشه‌ام شکست بخوره و جونم رو از دست بدم</i>

407
00:24:53,230 --> 00:24:53,710
<i>یان شانگ</i>

408
00:24:54,820 --> 00:24:55,990
<i>تا کی منو یادت می‌مونه؟</i>

409
00:25:03,990 --> 00:25:04,780
مواظب باشین، شاهدخت

410
00:25:13,740 --> 00:25:14,870
این همون چتری نیست که شما بهش دادین؟

411
00:25:15,260 --> 00:25:15,990
پس چرا اینجا جا گذاشته؟

412
00:25:19,430 --> 00:25:20,100
بفرمایین، شاهدخت

413
00:25:27,470 --> 00:25:27,910
!علیاحضرت

414
00:25:31,670 --> 00:25:32,190
وی شو؟

415
00:25:32,740 --> 00:25:33,390
اینجا چیکار می‌کنی؟

416
00:25:33,630 --> 00:25:34,060
علیاحضرت

417
00:25:34,470 --> 00:25:35,710
می‌دونین برادر یان کجا رفته؟

418
00:25:36,230 --> 00:25:37,150
یه کم نگرانشم

419
00:25:37,470 --> 00:25:38,630
دیگه چه جای نگرانی داره؟

420
00:25:39,390 --> 00:25:41,100
قرار بود امشب با برادر یان تا دیروقت با هم درس بخونیم

421
00:25:41,870 --> 00:25:43,239
مدت زیادی جلوی خونه‌اش منتظر موندم

422
00:25:43,281 --> 00:25:44,081
ولی اصلا برنگشت

423
00:25:44,670 --> 00:25:45,740
اون همیشه سر قرارش حاضر می‌شه

424
00:25:45,990 --> 00:25:47,060
اهل بدقولی نیست

425
00:25:47,500 --> 00:25:48,100
حق با توئه

426
00:25:50,150 --> 00:25:51,020
اون هیچوقت زیر قولش نمی‌زنه

427
00:25:58,780 --> 00:25:59,580
<i>ممکنه کجا رفته باشه؟</i>

428
00:26:00,230 --> 00:26:01,020
<i>کی احضارش کرده؟</i>

429
00:26:02,190 --> 00:26:02,580
<i>...یا اینکه</i>

430
00:26:03,100 --> 00:26:04,020
<i>کی اونو با خودش برده؟</i>

431
00:26:05,190 --> 00:26:05,910
<i>یو چنگ آن؟</i>

432
00:26:06,630 --> 00:26:07,340
<i>لی جی؟</i>

433
00:26:08,060 --> 00:26:08,740
<i>یا پدرم، امپراتور؟</i>

434
00:26:27,060 --> 00:26:28,060
همگی می‌تونین برین

435
00:26:29,100 --> 00:26:31,670
امشب مزاحمم نشو

436
00:26:50,820 --> 00:26:51,820
یان شانگ باهوشه

437
00:26:52,150 --> 00:26:53,260
باید حالش خوب باشه

438
00:26:53,820 --> 00:26:55,190
بستگی داره دست کی افتاده باشه

439
00:26:56,060 --> 00:26:56,820
و چه بلایی سرش اومده باشه

440
00:27:06,100 --> 00:27:06,580
علیاحضرت

441
00:27:07,740 --> 00:27:08,190
پیداش کردین؟

442
00:27:08,540 --> 00:27:09,580
از این‌طرف و اون‌طرف پرس‌وجو کردیم

443
00:27:09,870 --> 00:27:11,020
هیچکس آر لانگ رو ندیده

444
00:27:13,910 --> 00:27:14,780
اون تازه به شنگ ‌آن اومده

445
00:27:15,260 --> 00:27:16,390
و تقریبا کسی رو اینجا نمی‌شناسه

446
00:27:18,060 --> 00:27:19,340
کی ممکنه بخواد بهش آسیب بزنه؟

447
00:27:20,710 --> 00:27:21,580
اقامتگاه ولیعهد رو هم گشتین؟

448
00:27:21,910 --> 00:27:22,470
همین الان می‌رم

449
00:27:22,870 --> 00:27:23,390
<i>کی اونجاست؟</i>

450
00:27:23,710 --> 00:27:24,500
<i>کی جرات کرده توی عمارت شاهدخت</i>

451
00:27:24,630 --> 00:27:25,990
<i>سنگ پرت کنه؟</i>

452
00:27:28,190 --> 00:27:28,820
شاهدخت، نگاه کنین

453
00:27:29,260 --> 00:27:30,710
یه یادداشت دور این سنگ پیچیده شده

454
00:27:32,340 --> 00:27:34,740
<font color="#E53935">⧼"اون توی برج شیانگ ‌فنگه"⧽</font>

455
00:27:38,950 --> 00:27:39,390
فانگ تونگ

456
00:27:40,300 --> 00:27:40,950
افراد رو جمع کن

457
00:27:41,430 --> 00:27:41,870
با من بیا

458
00:27:42,100 --> 00:27:43,100
علیاحضرت، کجا می‌رین؟

459
00:27:44,100 --> 00:27:45,020
عمارت شاهدخت ارشد لو لینگ

460
00:27:45,580 --> 00:27:46,150
برج شیانگ ‌فنگ

461
00:27:48,020 --> 00:27:48,340
چشم

462
00:27:53,740 --> 00:27:54,060
شاهدخت، بفرمایین

463
00:27:54,260 --> 00:27:54,990
کالسکه خیلی کنده

464
00:27:56,710 --> 00:27:57,100
بیا پایین

465
00:28:03,300 --> 00:28:04,630
فانگ تونگ، تو با کالسکه برو

466
00:28:04,870 --> 00:28:05,540
اون نمی‌تونه سوارکاری کنه

467
00:28:28,990 --> 00:28:29,910
محقق رتبه‌ی سوم

468
00:28:33,020 --> 00:28:34,580
وقتی بیدار بشی

469
00:28:35,630 --> 00:28:36,950
ازم تشکر می‌کنی

470
00:28:37,990 --> 00:28:39,340
یا سعی می‌کنی خودت رو بکشی؟

471
00:28:40,540 --> 00:28:42,060
حداقل دراز کشیدن توی تخت من

472
00:28:42,990 --> 00:28:44,849
بهتر از اینه که جلوی در خونه‌ی دان یانگ وایسی

473
00:28:44,891 --> 00:28:46,171
و زیر بارون سرد خیس بشی

474
00:28:46,950 --> 00:28:47,630
تازه

475
00:28:49,060 --> 00:28:50,500
اون حتی نمی‌تونه از خودش مراقبت کنه

476
00:28:51,020 --> 00:28:53,430
اون‌ وقت به فکر نگه داشتن حیوون خونگی افتاده

477
00:28:53,740 --> 00:28:55,020
<i>علیاحضرت، شاهدخت دان یانگ اومدن</i>

478
00:28:55,230 --> 00:28:56,230
<i>می‌گن گربه‌ا‌شون گم شده</i>

479
00:28:56,710 --> 00:28:58,020
<i>دیدن که گربه وارد اینجا شده</i>

480
00:29:01,950 --> 00:29:03,710
پس راهنماییش کنین به تالار گل

481
00:29:03,990 --> 00:29:04,910
ازش خوب پذیرایی کنین

482
00:29:05,190 --> 00:29:06,060
!بذارین منتظر بمونه

483
00:29:07,020 --> 00:29:07,300
<i>چشم</i>

484
00:29:11,630 --> 00:29:12,169
!میو، میو

485
00:29:12,211 --> 00:29:12,809
!شاهدخت، لطفا برگردین

486
00:29:12,851 --> 00:29:13,334
!بیا بیرون، پیشی کوچولو

487
00:29:13,376 --> 00:29:13,987
!شاهدخت، لطفا برگردین

488
00:29:14,029 --> 00:29:14,669
!میو، میو -
!شاهدخت، لطفا برگردین -

489
00:29:15,020 --> 00:29:15,340
<i>...شاهدخت</i>

490
00:29:15,870 --> 00:29:16,580
!دان یانگ -
!شاهدخت، لطفا برگردین -

491
00:29:17,020 --> 00:29:18,020
این همه سروصدا برای چیه؟

492
00:29:22,230 --> 00:29:23,020
من رو ببخشین، عمه

493
00:29:23,780 --> 00:29:25,300
نمی‌خواستم خلوتتون رو به هم بزنم

494
00:29:25,740 --> 00:29:27,870
ولی اون گربه برام از همه ‌چیز مهم‌تره

495
00:29:28,780 --> 00:29:31,300
همیشه کنارمه

496
00:29:31,580 --> 00:29:32,670
طاقت ندارم بدون اون باشم

497
00:29:33,870 --> 00:29:35,820
امروز اتفاقی سر از عمارتتون درآورد

498
00:29:36,670 --> 00:29:37,500
پس لطفا

499
00:29:37,870 --> 00:29:39,150
مجازاتش نکنین

500
00:29:39,540 --> 00:29:40,580
چرا باید مجازاتش کنم؟

501
00:29:41,990 --> 00:29:44,260
مگه من با یه حیوون درگیر می‌شم؟

502
00:29:44,740 --> 00:29:47,020
در ضمن، لطفا من رو هم سرزنش نکنین

503
00:29:47,580 --> 00:29:49,580
همین که پیداش کنم، می‌رم

504
00:29:50,710 --> 00:29:51,390
اما

505
00:29:52,020 --> 00:29:52,740
چیزی که مال خودم هست رو

506
00:29:53,820 --> 00:29:54,780
پس می‌گیرم

507
00:30:07,740 --> 00:30:08,430
عمه، لطفا

508
00:30:08,870 --> 00:30:09,780
اجازه بدین عمارتتون رو بگردم

509
00:31:38,740 --> 00:31:39,300
...شاهدخت

510
00:31:57,340 --> 00:31:58,390
عجله‌ای نیست

511
00:31:59,340 --> 00:32:00,580
من وقت این کارها رو ندارم

512
00:32:04,780 --> 00:32:05,060
...تو

513
00:32:10,100 --> 00:32:10,500
!یان شانگ

514
00:32:13,020 --> 00:32:13,470
!یان شانگ

515
00:32:18,100 --> 00:32:18,910
واقعا عجیبه

516
00:32:19,390 --> 00:32:20,540
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

517
00:32:21,150 --> 00:32:22,910
از خودش بپرس

518
00:32:23,430 --> 00:32:23,870
باشه

519
00:32:24,430 --> 00:32:25,150
وقتی به هوش اومد

520
00:32:25,630 --> 00:32:26,470
ازش می‌پرسم

521
00:32:27,670 --> 00:32:28,060
بریم

522
00:32:28,390 --> 00:32:28,870
!وایسا

523
00:32:28,990 --> 00:32:29,740
!محافظ‌ها

524
00:32:34,020 --> 00:32:34,950
من رو ول کن

525
00:32:35,150 --> 00:32:35,430
!صدات در نیاد

526
00:32:36,390 --> 00:32:36,990
دان یانگ

527
00:32:38,430 --> 00:32:39,910
خودت رو به اون راه نزن

528
00:32:41,260 --> 00:32:42,780
بیا رک و راست حرف بزنیم

529
00:32:43,260 --> 00:32:43,910
این مرد

530
00:32:44,300 --> 00:32:45,430
باید بدونه خیلی خوش‌شانسه

531
00:32:46,150 --> 00:32:47,500
که من ازش خوشم اومده

532
00:32:49,430 --> 00:32:51,540
من و شما واقعا

533
00:32:51,950 --> 00:32:52,710
سلیقه‌امون شبیه به همه

534
00:32:53,470 --> 00:32:54,870
اتفاقا من هم ازش خوشم میاد

535
00:32:55,670 --> 00:32:56,910
اینکه مورد پسند جفتمون قرار گرفته

536
00:32:57,300 --> 00:32:58,470
از خوش‌شانسیشه

537
00:33:00,020 --> 00:33:00,820
پس عمه، لطفا

538
00:33:01,950 --> 00:33:02,780
اجازه بدین با خودم ببرمش

539
00:33:05,470 --> 00:33:06,190
دان یانگ

540
00:33:07,390 --> 00:33:09,390
انقدر توی جینگ شمالی موندی

541
00:33:09,780 --> 00:33:12,260
که جایگاهت رو اینجا فراموش کردی

542
00:33:14,300 --> 00:33:15,740
فقط به لطف دیگران می‌تونی

543
00:33:16,300 --> 00:33:18,190
!توی شانگ آن بمونی

544
00:33:20,190 --> 00:33:21,060
ممنون که یادآوری کردین

545
00:33:22,670 --> 00:33:23,670
جایگاهم رو می‌دونم

546
00:33:23,950 --> 00:33:25,150
پس بذار همینجا بمونه

547
00:33:25,430 --> 00:33:27,300
و بی‌سروصدا از اینجا برو

548
00:33:27,670 --> 00:33:30,430
بچگی یه جوون خام رو می‌بخشم

549
00:33:31,340 --> 00:33:32,820
اما چیزی که می‌گم رو فراموش نکن

550
00:33:33,390 --> 00:33:34,340
حتی اگه

551
00:33:35,300 --> 00:33:36,390
امروز با خودت ببریش

552
00:33:37,150 --> 00:33:37,710
فردا

553
00:33:38,470 --> 00:33:39,910
فقط کافیه لب تر کنم

554
00:33:40,670 --> 00:33:42,020
تا آدم‌هام

555
00:33:42,390 --> 00:33:43,540
بیان دم در خونه‌ات

556
00:33:44,020 --> 00:33:45,340
و برش گردونن پیشم

557
00:33:45,740 --> 00:33:46,950
هیچ کاری هم از دستت برنمیاد

558
00:33:58,630 --> 00:33:59,260
داری چیکار می‌کنی؟

559
00:33:59,740 --> 00:34:00,870
!اینجا اقامتگاه منه

560
00:34:01,230 --> 00:34:02,060
عقلت رو از دست دادی؟

561
00:34:02,710 --> 00:34:03,500
حق با شماست، عمه

562
00:34:04,540 --> 00:34:05,340
من هیچی ندارم

563
00:34:05,990 --> 00:34:06,870
من هیچی نیستم

564
00:34:07,430 --> 00:34:08,310
نمی‌تونم چیزی بخوام

565
00:34:09,870 --> 00:34:10,830
حتی نمی‌تونم با خودم ببرمش

566
00:34:11,700 --> 00:34:12,180
...پس

567
00:34:12,830 --> 00:34:13,470
دیگه نمی‌خوامش

568
00:34:14,540 --> 00:34:15,660
پس بهتره بکشمش

569
00:34:17,140 --> 00:34:18,750
امروز همینجا کارش رو تموم می‌کنم

570
00:34:19,390 --> 00:34:19,910
فردا

571
00:34:20,500 --> 00:34:22,430
می‌رم از پدر التماس می‌کنم منو ببخشه

572
00:34:23,390 --> 00:34:25,990
بدشانسی محقق رتبه‌ی سوم
 رو هم پای خودش می‌نویسم

573
00:34:27,270 --> 00:34:28,830
از اقامتگاه مجللت استفاده می‌کنم

574
00:34:29,620 --> 00:34:31,830
تا از شر این دردسر خوش‌قیافه خلاص بشم

575
00:34:33,540 --> 00:34:33,950
!وایسا

576
00:34:42,580 --> 00:34:43,140
!برو کنار

577
00:34:43,790 --> 00:34:44,430
!بذارین برن

578
00:34:51,540 --> 00:34:51,910
...تو

579
00:34:56,060 --> 00:34:57,750
نمی‌تونی اینجا مرتکب همچین جنایتی بشی

580
00:34:58,700 --> 00:34:59,700
اون چیزی رو که آوردی

581
00:35:00,470 --> 00:35:01,060
!بردار و گمشو

582
00:35:06,460 --> 00:35:09,900
<font color="#E53935">⧼اقامتگاه شاهدخت بزرگ لو لینگ⧽</font>

583
00:35:27,060 --> 00:35:27,910
...شاهدخت 

584
00:35:29,020 --> 00:35:30,470
اون باهات چیکار کرده؟

585
00:35:30,910 --> 00:35:31,700
هنوز هم حال و روزت عادی نیست

586
00:35:34,950 --> 00:35:35,830
...شاهدخت 

587
00:35:37,470 --> 00:35:38,390
خوب نگاهم کن

588
00:35:39,390 --> 00:35:40,540
من کدوم شاهدختم؟

589
00:35:46,620 --> 00:35:47,950
می‌دونم

590
00:35:49,350 --> 00:35:50,060
...تو

591
00:35:51,830 --> 00:35:52,500
...مو

592
00:35:53,430 --> 00:35:53,950
...وان

593
00:35:55,100 --> 00:35:55,660
یائویی

594
00:36:00,350 --> 00:36:01,700
فقط وقتی عقلت سر جاش نیست

595
00:36:02,660 --> 00:36:03,830
انقدر جرئت پیدا می‌کنی

596
00:36:05,060 --> 00:36:05,750
وقتی به خودت بیای

597
00:36:06,910 --> 00:36:07,750
چقدرش یادت می‌مونه؟

598
00:36:15,180 --> 00:36:15,990
تکون نخور

599
00:36:19,700 --> 00:36:20,449
داری چیکار می‌کنی؟

600
00:36:20,491 --> 00:36:21,161
...وان یائو

601
00:36:26,140 --> 00:36:31,330
<font color="#F6A950">♪بذار اسیری باشم که در بند توئه♪</font>

602
00:36:31,780 --> 00:36:37,810
<font color="#F6A950">از دل گل و لای و دریای خون رد شیم♪
♪تا غصه‌ای که توی چشم‌هاته محو شه</font>

603
00:36:39,510 --> 00:36:43,000
<font color="#F6A950">♪با باد اوج می‌گیریم و با هم توی دل آتیش می‌پریم♪</font>

604
00:36:43,050 --> 00:36:44,380
<font color="#F6A950">♪درخشنده و سوزان مثل یه نغمه‌ی جاودانی♪</font>

605
00:36:44,580 --> 00:36:48,410
<font color="#F6A950">♪ببین چطوری گل‌های سرخ کنار بامبوهای سبز دلبری می‌کنن♪</font>

606
00:36:48,720 --> 00:36:53,090
<font color="#F6A950">♪همون سوگندی باش که از اعماق وجودم برخاستی♪</font>

607
00:36:54,140 --> 00:36:57,770
<font color="#F6A950">♪اگه بگیم تا ابد، پس تا ابد کنار هم می‌مونیم♪</font>

608
00:36:58,610 --> 00:37:00,800
<font color="#F6A950">♪حتی یک لحظه هم کمتر نیست♪</font>

609
00:37:00,850 --> 00:37:07,760
<font color="#F6A950">♪هر چقدر هم برف سنگین باشه، اگه تو باشی در انتظارت می‌شینم♪</font>

610
00:37:08,290 --> 00:37:11,730
<font color="#F6A950">♪چه خدای آسمان باشیم چه روح سرگردان♪</font>

611
00:37:11,930 --> 00:37:15,390
<font color="#F6A950">♪چه توی بهشت باشیم چه دنیای زیرین، تو تنها کسی هستی که می‌خوام♪</font>

612
00:37:15,440 --> 00:37:22,440
<font color="#F6A950">اگه قراره موندگار شیم♪
♪بیا به همون روستایی برگردیم که اولین بار هم رو دیدیم</font>

613
00:37:22,660 --> 00:37:24,290
<font color="#F6A950">♪کاش زمانه، بی‌هراس بگذره قایق‌ها آروم تاب بخورن
♪</font>

614
00:37:24,340 --> 00:37:25,189
<font color="#F6A950">♪چراغ‌ها خاموش بشن، فصل‌ها بگذرن  کاش زمانه، بی‌درد بگذره♪</font>

615
00:37:25,231 --> 00:37:25,819
شاهدخت، چی شده؟

616
00:37:27,500 --> 00:37:28,540
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

617
00:37:28,540 --> 00:37:29,060
هیچی

618
00:37:29,870 --> 00:37:30,324
به راهت ادامه بده

619
00:37:30,366 --> 00:37:37,197
<font color="#F6A950">نه بادهای سهمگین و نه بارون‌های بی‌امان♪
♪هیچکدوم نمی‌تونن ما رو از هم جدا کنن</font>

620
00:37:37,239 --> 00:37:40,345
<font color="#F6A950">♪توی این دنیا و همین زندگی مال من باش♪</font>

621
00:37:40,800 --> 00:37:42,860
<font color="#F6A950">♪آخرین تیکه‌ی پاک و معصوم وجودم♪</font>

622
00:37:47,660 --> 00:37:50,980
<font color="#E53935">⧼عمارت شاهدخت دان یانگ⧽</font>

623
00:38:04,020 --> 00:38:04,990
علیاحضرت، رسیدیم

624
00:38:11,910 --> 00:38:12,270
علیاحضرت

625
00:38:20,140 --> 00:38:21,159
کمکم کن تا بیارمش پایین

626
00:38:21,201 --> 00:38:21,851
تنهایی از پسش بر نمیام

627
00:38:22,990 --> 00:38:23,310
فهمیدم

628
00:38:25,080 --> 00:38:28,030
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

629
00:38:34,060 --> 00:38:35,270
چرا کامل روی زمین دراز کشیده؟

630
00:38:35,870 --> 00:38:36,910
!علیاحضرت می‌تونستن حداقل یه هشدار بهم بدن

631
00:38:41,790 --> 00:38:43,470
آر لانگ، یه لحظه بشین اینجا

632
00:38:44,870 --> 00:38:45,470
ممنونم

633
00:38:47,830 --> 00:38:48,790
چه باادب

634
00:38:49,060 --> 00:38:49,950
حالت اصلا خوب نیست

635
00:38:50,180 --> 00:38:51,220
ولی هنوز هم ادب و احترام رو یادت نرفته

636
00:38:53,020 --> 00:38:53,870
واقعا که یه محقق تمام عیاری

637
00:39:22,660 --> 00:39:23,500
به خودت سخت نگیر

638
00:39:23,950 --> 00:39:24,950
طبیب به زودی می‌رسه

639
00:40:31,350 --> 00:40:33,140
می‌خوای چیکار کنی؟

640
00:41:10,140 --> 00:41:10,580
!یان شانگ

641
00:41:37,430 --> 00:41:38,060
شاهدخت

642
00:41:39,500 --> 00:41:40,540
بابت اتفاقی که افتاد، متاسفم

643
00:41:43,140 --> 00:41:43,500
...تو

644
00:41:45,700 --> 00:41:46,580
همه چی رو یادت میاد؟

645
00:41:50,140 --> 00:41:50,700
...من

646
00:42:41,580 --> 00:42:42,500
کی بیدار شدی؟

647
00:42:43,620 --> 00:42:44,430
یه کم پیش

648
00:42:46,540 --> 00:42:47,270
چرا هیچی نگفتی؟

649
00:42:48,830 --> 00:42:49,870
می‌ترسیدم اگه حرفی بزنم

650
00:42:50,660 --> 00:42:51,950
دوباره مثل دفعه‌ی پیش

651
00:42:53,020 --> 00:42:53,990
من رو پرت کنین بیرون

652
00:42:57,580 --> 00:42:58,500
این دفعه شانس آوردی

653
00:43:00,100 --> 00:43:01,910
هم آسیب دیدی و هم سرما خوردی

654
00:43:03,100 --> 00:43:04,430
با وجود اینکه به هیچکس رحم نمی‌کنم

655
00:43:04,830 --> 00:43:06,220
ولی امشب بیرونت نمی‌کردم

656
00:43:08,350 --> 00:43:09,100
یه کم استراحت کن

657
00:43:11,910 --> 00:43:12,470
شاهدخت

658
00:43:13,790 --> 00:43:14,470
چرا؟

659
00:43:15,350 --> 00:43:16,100
چرا چی؟

660
00:43:16,910 --> 00:43:19,100
چرا تنهایی رفتین پیش شاهدخت ارشد

661
00:43:19,390 --> 00:43:20,220
و اون‌ رو تحریک و عصبانی کردین؟

662
00:43:21,790 --> 00:43:23,310
اون از معدود آدم‌های توی شنگ آنه

663
00:43:23,830 --> 00:43:25,270
که شما نباید عصبانیش کنین
یا اون‌ رو به چالش بکشین

664
00:43:25,470 --> 00:43:26,310
به خودت اجازه می‌دی که درباره‌ی 
همچین چیزی نظر بدی؟

665
00:43:27,430 --> 00:43:28,060
اگه من‌ نرسیده بودم

666
00:43:28,790 --> 00:43:30,540
حتی می‌تونست زنده زنده پوستت رو بکنه

667
00:43:30,750 --> 00:43:31,470
خب که چی؟

668
00:43:31,990 --> 00:43:32,830
چی می‌خوای بگی؟

669
00:43:37,500 --> 00:43:38,830
هوش و حواست سر جاشه؟

670
00:43:41,750 --> 00:43:43,310
خب چی می‌شه اگه نتونم

671
00:43:44,350 --> 00:43:45,100
از دست شاهدخت ارشد فرار کنم؟

672
00:43:46,580 --> 00:43:48,750
چرا باید زندگیتون رو به خطر بندازین
 تا من رو نجات بدین؟

673
00:43:50,620 --> 00:43:51,060
یان شانگ

674
00:43:52,180 --> 00:43:53,430
فکر نکن حالا که زخمی شدی

675
00:43:54,350 --> 00:43:55,500
دیگه نمی‌تونم بندازمت بیرون

676
00:43:56,750 --> 00:43:58,430
چون احساس شاهدخت نسبت به من

677
00:43:59,620 --> 00:44:01,220
دقیقا همون احساسیه

678
00:44:03,620 --> 00:44:04,470
که من به شاهدخت دارم

679
00:44:18,910 --> 00:44:19,430
شاهدخت

680
00:44:21,430 --> 00:44:22,500
اون روز توی ضیافت

681
00:44:24,140 --> 00:44:25,180
...می‌خواستم بهتون بگم

682
00:44:25,580 --> 00:44:25,990
یان شانگ

683
00:44:28,140 --> 00:44:28,750
چیزی نگو

684
00:44:37,910 --> 00:44:38,830
اتفاقات امشب

685
00:44:40,620 --> 00:44:41,350
و هر چیزی که بین ماست

686
00:44:43,910 --> 00:44:44,620
همینجا تموم می‌شه

687
00:44:47,620 --> 00:44:48,500
هنوز کارهای ناتموم زیادی

688
00:44:50,100 --> 00:44:51,470
توی شنگ‌ آن دارم

689
00:44:53,950 --> 00:44:54,790
حتی اگه یه روز به تمام چیزهایی

690
00:44:56,060 --> 00:44:56,830
که براشون تلاش کردم برسم

691
00:44:58,830 --> 00:44:59,470
باز هم هرگز

692
00:45:01,310 --> 00:45:02,910
با هیچکس پیوندی برقرار نمی‌کنم

693
00:45:03,910 --> 00:45:04,390
و ازدواج هم نمی‌کنم

694
00:45:11,870 --> 00:45:12,540
این حرف رو

695
00:45:13,950 --> 00:45:14,830
فقط یه بار می‌زنم

696
00:45:18,020 --> 00:45:18,950
دیگه درباره‌اش حرف نزن

697
00:45:21,700 --> 00:45:22,310
چرا؟

698
00:45:37,260 --> 00:45:41,860
<font color="#E53935">⧼پیش‌نمایش قسمت بعد⧽</font>

699
00:45:42,540 --> 00:45:43,870
همه‌ی مردم شنگ‌ آن می‌دونن

700
00:45:43,950 --> 00:45:45,790
چه استعداد فوق‌العاده‌ای دارین، ارباب وی

701
00:45:46,220 --> 00:45:46,910
...شما

702
00:45:47,180 --> 00:45:48,310
هنوز ازدواج نکردین، درسته؟

703
00:45:48,830 --> 00:45:49,500
علیاحضرت

704
00:45:49,950 --> 00:45:50,540
اتفاقی افتاده؟

705
00:45:50,700 --> 00:45:52,310
محبوب‌ترین مرد جوان خاندان وی

706
00:45:53,060 --> 00:45:53,990
کسی جز شما نیست

707
00:45:54,700 --> 00:45:56,700
تازه، شما خیلی بیشتر سلیقه‌ی من هستین

708
00:45:56,700 --> 00:45:58,840
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: vanitas ✧ Vanilla ✧ MUSE ✧ bunny ✧ naz ✧ Lavender ✧ Fatemeh ✧ Silvia ✧ Haneul ✧ Mati ✧ daisy ✧ LILI ✧</font>

709
00:45:58,840 --> 00:46:02,133
<font color="#F6A950">♪بذار در انتظار آفتاب، قایقت باشم♪</font>

710
00:46:04,818 --> 00:46:09,734
<font color="#F6A950">♪حریر آبی‌ای باشم که اشک‌هات رو در آغوش می‌گیره♪</font>

711
00:46:11,928 --> 00:46:17,773
<font color="#F6A950">آستینی باشم که با گذر سال‌ها و با وجود گرد و غبار♪
♪هنوز گرمای دست‌هامون رو به یاد داره</font>

712
00:46:18,273 --> 00:46:23,499
<font color="#F6A950">♪بیا عهد ببندیم که تا آخر عمر کنار هم باشیم♪</font>

713
00:46:26,268 --> 00:46:31,059
<font color="#F6A950">♪بذار اسیری باشم که در بند توئه♪</font>

714
00:46:31,895 --> 00:46:37,974
<font color="#F6A950">از دل گل و لای و دریای خون رد شیم♪
♪تا غصه‌ای که توی چشم‌هاته محو شه</font>

715
00:46:39,775 --> 00:46:42,925
<font color="#F6A950">♪با باد اوج می‌گیریم و با هم توی دل آتیش می‌پریم♪</font>

716
00:46:42,925 --> 00:46:44,573
<font color="#F6A950">♪درخشنده و سوزان مثل یه نغمه‌ی جاودانی♪</font>

717
00:46:44,625 --> 00:46:48,349
<font color="#F6A950">♪ببین چطوری گل‌های سرخ کنار بامبوهای سبز دلبری می‌کنن♪</font>

718
00:46:48,727 --> 00:46:53,393
<font color="#F6A950">♪همون سوگندی باش که از اعماق وجودم برخاستی♪</font>

719
00:46:54,012 --> 00:46:58,053
<font color="#F6A950">♪اگه بگیم تا ابد، پس تا ابد کنار هم می‌مونیم♪</font>

720
00:46:58,544 --> 00:47:00,659
<font color="#F6A950">♪حتی یک لحظه هم کمتر نیست♪</font>

721
00:47:00,699 --> 00:47:07,645
<font color="#F6A950">♪هر چقدر هم برف سنگین باشه، اگه تو باشی در انتظارت می‌شینم♪</font>

722
00:47:08,408 --> 00:47:11,861
<font color="#F6A950">♪چه خدای آسمان باشیم چه روح سرگردان♪</font>

723
00:47:12,041 --> 00:47:15,186
<font color="#F6A950">♪چه توی بهشت باشیم چه دنیای زیرین، تو تنها کسی هستی که می‌خوام♪</font>

724
00:47:15,625 --> 00:47:22,262
<font color="#F6A950">اگه قراره موندگار شیم♪
♪بیا به همون روستایی برگردیم که اولین بار هم رو دیدیم</font>

725
00:47:22,659 --> 00:47:24,697
<font color="#F6A950">کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪
♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره</font>

726
00:47:24,697 --> 00:47:27,173
<font color="#F6A950">کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪
♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره</font>

727
00:47:27,211 --> 00:47:29,680
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

728
00:47:29,884 --> 00:47:36,771
<font color="#F6A950">نه بادهای سهمگین و نه بارون‌های بی‌امان♪
♪هیچکدوم نمی‌تونن ما رو از هم جدا کنن</font>

729
00:47:37,083 --> 00:47:40,354
<font color="#F6A950">♪توی این دنیا و همین زندگی مال من باش♪</font>

730
00:47:40,659 --> 00:47:43,832
<font color="#F6A950">♪آخرین تیکه‌ی پاک و معصوم وجودم♪</font>

731
00:47:44,156 --> 00:47:47,582
<font color="#F6A950">♪کاش می‌تونستیم به روستایی برگردیم که اولین بار همدیگه رو دیدیم♪</font>

732
00:47:47,815 --> 00:47:51,040
<font color="#F6A950">♪کنارم بمون، کمکم کن کابوس یخ‌زده‌ی دیشب رو فراموش کنم♪</font>

733
00:47:51,371 --> 00:47:58,167
<font color="#F6A950">کرم‌های شب‌تاب می‌درخشن، گل‌ها لب‌هامون رو می‌بوسن♪
♪فقط من و تو، از سپیده‌دم تا غروب بیداریم</font>

734
00:47:58,536 --> 00:48:00,598
<font color="#F6A950">کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪
♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره</font>

735
00:48:00,599 --> 00:48:03,102
<font color="#F6A950">کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪
♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره</font>

736
00:48:03,149 --> 00:48:05,487
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

737
00:48:05,718 --> 00:48:12,553
<font color="#F6A950">♪توی شادی و غم کنار تو بودن همون ابدیته؟♪</font>

738
00:48:12,902 --> 00:48:14,520
<font color="#F6A950">♪تا وقتی آتیش‌بازی‌ها آسمون شهر رو غرق نور کنن♪</font>

739
00:48:14,650 --> 00:48:16,446
<font color="#F6A950">♪تا وقتی دریاچه آروم و زلال شه♪</font>

740
00:48:16,803 --> 00:48:19,820
<font color="#F6A950">♪من باز هم فقط تو رو می‌خوام♪</font>

741
00:48:19,860 --> 00:48:21,187
<font color="#E53935">⧼حین فیلمبرداری به هیچ حیوانی آسیبی نرسید⧽</font>
