1
00:00:05,000 --> 00:00:06,500
‫از اون طرف رفت!

2
00:00:07,000 --> 00:00:08,500
‫باید ردم رو پاک کنم.

3
00:00:17,000 --> 00:00:18,500
‫نمیذارم من رو بگیرن.

4
00:00:33,240 --> 00:00:34,260
‫تو دیدیش؟

5
00:00:34,500 --> 00:00:36,500
‫همینجا بود، ولی از جلوی چشمم گم شد.

6
00:00:36,500 --> 00:00:38,500
‫عجله کن!
‫تو برو سمت راست و من میرم سمت چپ.

7
00:00:40,440 --> 00:00:42,260
‫نمیتونی من رو بگیری، لیدی باگ.

8
00:01:14,500 --> 00:01:16,040
‫باید زودتر فرار کنم.

9
00:01:37,000 --> 00:01:38,000
‫نه!

10
00:01:38,500 --> 00:01:39,500
‫غیرممکنه!

11
00:01:39,500 --> 00:01:41,000
‫مرینت باید لیدی باگ باشه!

12
00:01:41,100 --> 00:01:42,520
‫این تنها توضیح ممکن بود!

13
00:01:43,700 --> 00:01:45,140
‫نه، نه!

14
00:01:45,240 --> 00:01:46,240
‫باید خودش می‌بود!

15
00:02:13,300 --> 00:02:16,160
‫سریز، روزت چطور بود عزیزم؟

16
00:02:16,360 --> 00:02:17,700
‫عالی بود، مامان جونی.

17
00:02:17,920 --> 00:02:19,860
‫الان دیگه بهم میگی «مامان جونی»؟

18
00:02:21,500 --> 00:02:22,500
‫آره دیگه.

19
00:02:23,000 --> 00:02:24,000
‫خوشت اومد؟

20
00:02:24,000 --> 00:02:26,500
‫راستش، من «مامِتا» رو بیشتر دوست دارم.

21
00:02:26,500 --> 00:02:27,500
‫دیگه بهش عادت کردم.

22
00:02:27,500 --> 00:02:28,500
‫باشه.

23
00:02:28,980 --> 00:02:30,620
‫حالت خوبه، سریز؟

24
00:02:31,500 --> 00:02:32,500
‫آه، آره.

25
00:02:34,720 --> 00:02:36,420
‫حالم خوبه، مامِتا.

26
00:02:36,420 --> 00:02:38,420
‫میدونی که میتونی همه چی رو
‫به من بگی، مگه نه؟

27
00:02:39,000 --> 00:02:40,000
‫آره، میدونم.

28
00:02:43,000 --> 00:02:45,000
‫اسم من مرینته.

29
00:02:45,500 --> 00:02:47,000
‫یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی.

30
00:02:47,500 --> 00:02:50,500
‫ولی یه چیزی هست که هیچکس نمیدونه...

31
00:02:51,500 --> 00:02:53,000
‫چون من یه راز دارم.

32
00:03:00,000 --> 00:03:10,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

33
00:03:12,500 --> 00:03:16,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ فصل هفتم : قسمت اول ]
‫[ دکتر فلش بک - بخش اول ]</b></i></font>

34
00:03:20,000 --> 00:03:21,360
‫آدرین عزیز.

35
00:03:22,020 --> 00:03:23,660
‫وای نه، خوب نشد.

36
00:03:24,000 --> 00:03:25,000
‫خیلی رسمیه.

37
00:03:25,500 --> 00:03:26,500
‫آدریمور.

38
00:03:27,000 --> 00:03:28,500
‫وای، چه لقب بامزه ای!

39
00:03:30,140 --> 00:03:31,380
‫آفرین مرینت!

40
00:03:31,500 --> 00:03:35,500
‫بالاخره یه لقب کیوت براش اختراع کردی،
‫اون هم روزی که قراره رابطه رو تموم کنی.

41
00:03:40,000 --> 00:03:41,000
‫سلام آدرین.

42
00:03:41,500 --> 00:03:46,500
‫اوضاع بین ما اصلاً خوب پیش نمیره،
‫پس فکر کنم بهتره یه مدتی به هم زمان بدیم.

43
00:03:48,640 --> 00:03:50,400
‫آه، اصلاً باورش نمیشه.

44
00:03:50,660 --> 00:03:52,200
‫رابطه‌مون که خیلی هم عالیه.

45
00:03:52,500 --> 00:03:54,760
‫هر ثانیه با آدریمور من فوق العاده‌ست.

46
00:04:00,500 --> 00:04:01,500
‫آدرین.

47
00:04:01,700 --> 00:04:03,420
‫من از یکی دیگه خوشم میاد.

48
00:04:10,790 --> 00:04:13,130
‫مرینت، فقط میخواستم ببینم حالت خوبه یا نه.

49
00:04:13,530 --> 00:04:15,790
‫هر وقت لازم شد میتونی بهم زنگ بزنی.

50
00:04:16,500 --> 00:04:17,500
‫دوستت دارم.

51
00:04:18,269 --> 00:04:20,170
‫چطور ممکنه از کس دیگه ای خوشم بیاد؟

52
00:04:22,810 --> 00:04:24,530
‫اون واقعاً بی نقصه!

53
00:04:25,090 --> 00:04:27,510
‫اگه نمیخوای به هم بزنی، چرا پیشش نمیمونی؟

54
00:04:28,050 --> 00:04:29,450
‫چون حق با آلیاست.

55
00:04:29,500 --> 00:04:31,700
‫نمیتونم به تظاهر به اینکه
‫رابطه‌مون بی نقصه ادامه بدم...

56
00:04:31,700 --> 00:04:33,200
‫وقتی دارم تمام مدت بهش دروغ میگم.

57
00:04:33,500 --> 00:04:35,000
‫خب، پس حقیقت رو بهش بگو.

58
00:04:35,000 --> 00:04:36,000
‫چی؟

59
00:04:36,000 --> 00:04:37,500
‫اینکه پدرش همون ابرشرور، مونارک بود؟

60
00:04:37,500 --> 00:04:41,000
‫که میخواست معجزه گرهای لیدی باگ
‫و کت نوار رو بگیره تا مادرش رو زنده کنه؟

61
00:04:41,000 --> 00:04:44,000
‫اینکه یه تابوت و یه سردابه
‫زیر خونه‌شون نگه میداشت؟

62
00:04:44,000 --> 00:04:47,500
‫و توضیح بدم که پدرش برای این کار
‫حاضر بود کل دنیا رو قربانی کنه؟

63
00:04:48,050 --> 00:04:50,370
‫آدرین هیچ وقت نمیتونه
‫با این موضوع کنار بیاد، تیکی.

64
00:04:51,150 --> 00:04:54,690
‫ولی اگه باهاش به هم بزنی،
‫فکر میکنی میتونه کنار بیاد؟

65
00:04:55,570 --> 00:04:58,550
‫ترجیح میدم عشقمون رو نابود کنم
‫تا کل زندگیش رو.

66
00:04:58,550 --> 00:05:01,270
‫هر چند اصلاً دلم نمیخواد،
‫ولی چاره دیگه ای ندارم.

67
00:05:02,250 --> 00:05:04,070
‫باید بهش بگم که دیگه دوستش ندارم.

68
00:05:09,750 --> 00:05:11,870
‫آدرین، من دیگه دوستت ندارم.

69
00:05:12,790 --> 00:05:14,930
‫فکر نمیکنی داری زیاده روی میکنی؟

70
00:05:15,190 --> 00:05:17,850
‫اگه بیشتر حرف بزنم، شک میکنه که دروغه.

71
00:05:19,500 --> 00:05:20,500
‫نه.

72
00:05:20,850 --> 00:05:21,970
‫اینطوری نمیشه.

73
00:05:22,610 --> 00:05:24,030
‫باید حضوری بهش بگم.

74
00:05:24,850 --> 00:05:26,370
‫فقط باید موقعیت مناسب رو پیدا کنم.

75
00:05:29,920 --> 00:05:31,320
‫مرینت، دوستت دارم.

76
00:05:31,540 --> 00:05:33,320
‫آره، خیلی خب میدونم.

77
00:05:33,460 --> 00:05:36,100
‫تا حالا ۱۵۰ بار این رو گفتی.

78
00:05:37,000 --> 00:05:38,500
‫اونقدر براش غش و ضعف میری که...

79
00:05:38,500 --> 00:05:42,500
‫میتونم توی ظرف فوندو بذارمت
‫و یه لشکر آدم رو باهات سیر کنم.

80
00:05:42,500 --> 00:05:45,000
‫۱۵۰ بار گفتن «دوستت دارم» کافی نیست.

81
00:05:45,000 --> 00:05:47,000
‫میخوام احساسی که
‫به مرینت دارم رو ابراز کنم.

82
00:05:48,000 --> 00:05:49,500
‫به یه چیز فراتر نیاز دارم.

83
00:05:49,500 --> 00:05:51,000
‫شاید یه چیز تخمیر شده تر؟

84
00:05:51,000 --> 00:05:53,500
‫مثل یه پنیر با «ت»، ۳۶ ماهه؟

85
00:05:53,780 --> 00:05:55,500
‫مثل یه...

86
00:05:56,500 --> 00:05:58,500
‫یه نماد از عشق.

87
00:05:59,060 --> 00:06:01,180
‫فقط باید موقعیت مناسب رو
‫برای دادنش به اون پیدا کنم.

88
00:06:03,000 --> 00:06:05,180
‫آه، بالاخره میخوای غذا سفارش بدی؟

89
00:06:05,540 --> 00:06:08,220
‫نه، میخوام پیش بینی
‫وضع هوای فردا رو چک کنم.

90
00:06:16,060 --> 00:06:19,000
‫نمیفهمم، یه چیزی رو از قلم انداختم.

91
00:06:25,500 --> 00:06:26,500
‫نورو، حرف بزن.

92
00:06:27,000 --> 00:06:28,000
‫کجای کارم اشتباه بود؟

93
00:06:29,180 --> 00:06:30,200
‫بذار فکر کنم.

94
00:06:30,500 --> 00:06:35,000
‫به جای سرهم کردن چندین زندگی جعلی،
‫باید سعی میکردی زندگی واقعی رو تجربه کنی.

95
00:06:35,000 --> 00:06:38,500
‫تو موجود بی مصرفی هستی،
‫میدونستم نصیحت خواستن از تو فایده ای نداره.

96
00:06:38,500 --> 00:06:41,500
‫تو نصیحت نمیخوای، فقط میخوای چیزی رو بگم
‫که دوست داری بشنوی.

97
00:06:41,500 --> 00:06:43,000
‫دیگه حرف زدن کافیه.

98
00:06:46,000 --> 00:06:48,000
‫بالاخره میفهمم کجا اشتباه کردم.

99
00:06:48,000 --> 00:06:50,000
‫هر جور که شده.

100
00:07:05,000 --> 00:07:06,500
‫همه چی درست میشه.

101
00:07:06,730 --> 00:07:08,110
‫دارم کار درست رو انجام میدم.

102
00:07:14,500 --> 00:07:15,500
‫مرینت!

103
00:07:16,120 --> 00:07:17,160
‫حالت خوبه؟

104
00:07:17,460 --> 00:07:18,700
‫پیام دیروزم رو گرفتی؟

105
00:07:18,820 --> 00:07:20,640
‫آره گرفتم، قطعاً گرفتم.

106
00:07:20,820 --> 00:07:22,480
‫پیام خیلی خوبی بود، ممنون.

107
00:07:22,620 --> 00:07:24,640
‫راستش، من...

108
00:07:25,520 --> 00:07:28,600
‫دیشب جواب ندادم، چون...

109
00:07:29,220 --> 00:07:31,160
‫میخواستم کلمات مناسبی پیدا کنم.

110
00:07:31,340 --> 00:07:33,960
‫برای گفتن حرف های مهم،
‫کلمات خیلی حیاتی هستن، مگه نه؟

111
00:07:34,280 --> 00:07:35,400
‫آره، حق با توئه.

112
00:07:35,400 --> 00:07:36,900
‫واقعاً همینطوره، بگو.

113
00:07:37,000 --> 00:07:38,000
‫گوش میدم.

114
00:07:41,000 --> 00:07:43,000
‫آدرین، من...

115
00:07:49,000 --> 00:07:53,000
‫میخواستم بابت پیامت حضوری تشکر کنم
‫و ببینم شبت امروز خوب بوده یا نه.

116
00:07:53,240 --> 00:07:55,480
‫به جای اینکه دیروز فقط بهت شب بخیر بگم.

117
00:07:55,720 --> 00:07:58,420
‫و حالا که می‌بینم شب خوبی داشتی،
‫همه چی رو به راهه.

118
00:07:58,940 --> 00:08:00,640
‫حالا باید بریم که دیرمون نشه.

119
00:08:09,420 --> 00:08:12,140
‫ببین مرینت، من خیلی به خودمون فکر کردم.

120
00:08:13,500 --> 00:08:14,500
‫منم همینطور.

121
00:08:14,800 --> 00:08:18,440
‫تو هم فکر میکنی ابراز
‫حسی که به هم داریم سخته؟

122
00:08:19,000 --> 00:08:22,000
‫آره، به نظرم خیلی سخته.

123
00:08:22,000 --> 00:08:26,000
‫دنبال وقت مناسبی برای گفتنش بودم،
‫ولی فکر کنم پیش نیاد.

124
00:08:26,460 --> 00:08:27,760
‫آدرین، من...

125
00:08:27,780 --> 00:08:30,160
‫یه وقت مناسب هست و فکر کنم بدونم کِیه.

126
00:08:33,400 --> 00:08:36,159
‫زنگ تفریح بالای پله ها
‫همدیگه رو می‌بینیم، باشه؟

127
00:08:40,220 --> 00:08:42,460
‫آره، خیلی خب.
‫زنگ تفریح، باشه.

128
00:08:48,220 --> 00:08:49,680
‫دیروز چه اتفاقی افتاد؟

129
00:08:49,740 --> 00:08:50,980
‫مرینت آکوماتیز شده بود.

130
00:08:51,000 --> 00:08:52,000
‫وای، نه!

131
00:08:52,000 --> 00:08:54,500
‫بچه ها ممنون که نگرانم بودید،
‫ولی الان دیگه حالم خوبه.

132
00:08:54,500 --> 00:08:57,500
‫ببینید، من حتی یادم نمیاد موقع
‫آکوماتیز شدن چه اتفاقی افتاد.

133
00:08:57,500 --> 00:09:00,500
‫خوشبختانه لیدی باگ و قهرمان ها
‫همه چی رو درست کردن.

134
00:09:00,500 --> 00:09:02,000
‫به خیر گذشت، پس دیگه همه چی مرتبه.

135
00:09:02,000 --> 00:09:04,000
‫و من فکر میکردم تو شکست ناپذیر هستی.

136
00:09:04,320 --> 00:09:06,780
‫نه اگلی، هر کسی یه نقطه ضعفی داره.

137
00:09:07,060 --> 00:09:09,540
‫پس اصلاً چرا آکوماتایز شدی؟

138
00:09:09,540 --> 00:09:13,220
‫راستش پریروز، درست قبل از اینکه آلیا
‫به خونه‌مون بیاد که شب بمونه...

139
00:09:13,220 --> 00:09:15,680
‫من توی دفتر خاطراتم نوشتم،
‫ولی یادم رفت سر جاش بذارمش.

140
00:09:16,500 --> 00:09:20,500
‫بعد دیروز وقتی اون رفت، دیدم دفترم روی
‫میز باز مونده و فکر کردم آلیا اون رو خونده.

141
00:09:21,120 --> 00:09:22,680
‫برای همین بود که آکوماتایز شدم.

142
00:09:23,000 --> 00:09:24,000
‫مگه نه، آلیا؟

143
00:09:24,300 --> 00:09:25,460
‫آره، همینطوره.

144
00:09:25,480 --> 00:09:27,560
‫ولی معلومه که تو هیچ وقت
‫دفتر خاطرات من رو نمیخونی.

145
00:09:27,740 --> 00:09:30,920
‫خیلی مسخره بود که فکر کردم
‫بهترین دوستم همچین کاری میکنه.

146
00:09:31,500 --> 00:09:35,500
‫آره، کسی لازم نیست دفترت رو بخونه
‫چون همه میدونن چی توش مینویسی.

147
00:09:35,500 --> 00:09:37,000
‫دوستت دارم، آدرین!

148
00:09:37,500 --> 00:09:39,940
‫هر ثانیه بدون تو مثل شکنجه‌ست!

149
00:09:45,040 --> 00:09:47,440
‫و هر ثانیه‌ با تو بودن جادوییه.

150
00:09:50,520 --> 00:09:53,640
‫پس یعنی همش فقط یه سوءتفاهم بود؟

151
00:09:54,980 --> 00:09:56,220
‫آره همینطور بود، اگلی.

152
00:09:56,520 --> 00:09:59,040
‫با این حال، آکوماتیز شدن
‫روی آدم تأثیر میذاره.

153
00:09:59,200 --> 00:10:00,860
‫شاید بهتر باشه با یه نفر صحبت کنی.

154
00:10:01,000 --> 00:10:02,000
‫مثلاً با روانپزشک من.

155
00:10:02,000 --> 00:10:05,560
‫خانم دکتر روانپزشک برای اینکه کمک کنه
‫چیزهایی که نمی‌بینیم رو ببینیم، عالیه.

156
00:10:05,720 --> 00:10:07,380
‫نه، لازم نیست مکس.

157
00:10:07,500 --> 00:10:09,500
‫ببین، همه ما قربانی آکوماتیز شدن بودیم...

158
00:10:09,500 --> 00:10:12,000
‫و کسی رو نمی‌بینم که دوان دوان
‫پیش خانم دکتر روانپزشک بره.

159
00:10:18,260 --> 00:10:19,620
‫چی شد؟

160
00:10:20,340 --> 00:10:21,340
‫ناراحتش کردم؟

161
00:10:22,040 --> 00:10:24,160
‫یادت میاد چرا اگلی پیش روانپزشک میره؟

162
00:10:24,700 --> 00:10:27,420
‫آره، چون قربانی هاکماث شد
‫و ضربه روحی خورد.

163
00:10:28,800 --> 00:10:30,460
‫وای، گند زدم!

164
00:10:31,060 --> 00:10:33,540
‫اون دوباره به خاطر من آکوماتیز میشه!

165
00:10:37,500 --> 00:10:39,000
‫دایان، اگلی رو دیدی؟

166
00:10:39,000 --> 00:10:40,000
‫اگلی؟

167
00:10:40,000 --> 00:10:41,500
‫آره، داشت سمت دستشویی میرفت.

168
00:10:41,500 --> 00:10:42,500
‫ممنون.

169
00:10:46,000 --> 00:10:47,000
‫ای وای، نه.

170
00:10:50,500 --> 00:10:52,000
‫شما با تلفن همراه اگلی تماس گرفتید.

171
00:10:52,000 --> 00:10:54,500
‫لطفاً پیام خودتون رو بذارید
‫تا در اولین فرصت باهاتون تماس بگیرم.

172
00:10:58,050 --> 00:11:00,470
‫اگلی حتماً به خاطر من آکوماتایز شده!

173
00:11:00,610 --> 00:11:01,870
‫تو که مطمئن نیستی اینطوری باشه.

174
00:11:02,000 --> 00:11:04,000
‫حق با توئه، ولی باید مطمئن بشم.

175
00:11:04,000 --> 00:11:05,500
‫تیکی، خال ها روشن!

176
00:11:33,000 --> 00:11:34,000
‫خیلی متأسفم!

177
00:11:40,260 --> 00:11:41,400
‫خداحافظ، سباستین.

178
00:11:41,500 --> 00:11:42,500
‫تا هفته آینده.

179
00:11:42,680 --> 00:11:43,860
‫خداحافظ، خانم دکتر روانپزشک.

180
00:11:57,500 --> 00:11:59,000
‫مشکل چیه، اگلی؟

181
00:11:59,000 --> 00:12:00,000
‫همه چی مرتبه؟

182
00:12:01,190 --> 00:12:03,450
‫خانم دکتر، باید باهاتون حرف بزنم.

183
00:12:10,000 --> 00:12:15,500
‫فکر میکردم ترسم از پروانه ها،
‫اولترا آکوماها و شرورهای آکومایی شده ریخته.

184
00:12:15,500 --> 00:12:17,000
‫ولی اشتباه میکردم.

185
00:12:20,500 --> 00:12:21,500
‫سلام.

186
00:12:21,500 --> 00:12:22,500
‫ببخشید مزاحم شدم.

187
00:12:22,500 --> 00:12:23,500
‫نه.

188
00:12:23,630 --> 00:12:25,190
‫تو قبلاً یک بار من رو آکوماتیز کردی.

189
00:12:25,330 --> 00:12:26,370
‫دیگه دستت به من نمیرسه.

190
00:12:26,500 --> 00:12:27,500
‫از توی سرم برو بیرون.

191
00:12:27,570 --> 00:12:28,770
‫من وسط جلسه مشاوره هستم.

192
00:12:29,000 --> 00:12:30,500
‫دقیقاً.

193
00:12:30,500 --> 00:12:32,500
‫اومدم کمکت کنم اگلی رو درمان کنی.

194
00:12:32,500 --> 00:12:35,000
‫احساسات منفی روی من تأثیری ندارن.

195
00:12:35,000 --> 00:12:37,000
‫احساسات منفی روی من تأثیری ندارن.

196
00:12:37,000 --> 00:12:39,500
‫احساسات منفی روی من تأثیری ندارن.

197
00:12:39,500 --> 00:12:41,000
‫چی شده، خانم دکتر؟

198
00:12:46,000 --> 00:12:47,500
‫خیالت راحت باشه، اگلی.

199
00:12:47,500 --> 00:12:49,000
‫حالم خوبه.

200
00:12:52,000 --> 00:12:55,500
‫کاملاً مشخصه که اون دختر رو دچار تروما کردم.

201
00:12:56,500 --> 00:13:00,000
‫تا وقتی از معجزه گرم برای
‫مقاصد اشتباه استفاده کنم...

202
00:13:00,000 --> 00:13:03,000
‫در نهایت آدم های بیشتری رو
‫دچار تروما میکنم.

203
00:13:03,500 --> 00:13:04,500
‫مگه اینکه...

204
00:13:05,500 --> 00:13:07,000
‫تو من رو درمان کنی.

205
00:13:07,500 --> 00:13:08,500
‫تو رو؟

206
00:13:08,500 --> 00:13:09,500
‫آره، من رو.

207
00:13:10,050 --> 00:13:11,410
‫و مشکلت چیه؟

208
00:13:12,500 --> 00:13:13,500
‫ابرشرور بودن.

209
00:13:14,010 --> 00:13:15,450
‫ولی تراپی طول میکشه.

210
00:13:15,500 --> 00:13:19,500
‫جلسات زیادی لازمه تا از خودت،
‫گذشته‌ت و احساست بگی.

211
00:13:20,000 --> 00:13:23,000
‫باید یه راهی برای سرعت بخشیدن
‫به این روند باشه.

212
00:13:23,000 --> 00:13:26,500
‫چطوره یه ابرقدرت داشته باشی
‫که بذاره حافظه بیمارها رو بکاوی؟

213
00:13:27,490 --> 00:13:28,510
‫لطفاً، خانم دکتر.

214
00:13:29,290 --> 00:13:33,170
‫مثل لیدی باگ یه قهرمان باش
‫و شرارت من رو نابود کن.

215
00:13:35,500 --> 00:13:36,500
‫هوم...

216
00:13:36,510 --> 00:13:37,690
‫من...

217
00:13:38,050 --> 00:13:39,090
‫قبول میکنم.

218
00:13:39,590 --> 00:13:41,030
‫و باید چی صدات کنم؟

219
00:13:41,650 --> 00:13:42,690
‫دکتر فلش بک.

220
00:13:49,000 --> 00:13:50,500
‫نگران نباش، اگلی.

221
00:13:51,000 --> 00:13:55,000
‫من آکوماتیز شدن رو قبول کردم
‫تا به صاحب میراکلس پروانه کمک کنم.

222
00:13:55,100 --> 00:13:58,660
‫ولی این کار رو فقط برای این کردم
‫که بتونم بهت کمک کنم و درمانت کنم.

223
00:14:04,560 --> 00:14:05,740
‫میدونم.

224
00:14:05,740 --> 00:14:06,780
‫هان؟

225
00:14:08,540 --> 00:14:09,640
‫ای سیاهی، ناپدید شو!

226
00:14:10,540 --> 00:14:11,760
‫ولی تو کی هستی؟

227
00:14:12,120 --> 00:14:16,180
‫آه، من هویت های زیادی دارم،
‫ولی امروز برای تو، کریسالیس هستم...

228
00:14:16,180 --> 00:14:17,920
‫صاحب میراکلس پروانه.

229
00:14:18,880 --> 00:14:21,880
‫من برای جلسه آماده هستم، دکتر فلش بک.

230
00:14:24,520 --> 00:14:26,140
‫خیلی خب، کریسالیس.

231
00:14:27,000 --> 00:14:28,000
‫بیا شروع کنیم.

232
00:14:32,040 --> 00:14:33,240
‫نه، نه!

233
00:14:33,420 --> 00:14:34,500
‫باید خودش می‌بود!

234
00:14:34,500 --> 00:14:36,820
‫بهم بگو چرا انقدر عصبانی شدی.

235
00:14:37,000 --> 00:14:38,000
‫به خاطر اون.

236
00:14:43,000 --> 00:14:45,000
‫داری درباره کی حرف میزنی، کریسالیس؟

237
00:14:45,000 --> 00:14:46,000
‫اون.

238
00:14:46,260 --> 00:14:47,560
‫مرینت دوپن چنگ.

239
00:14:47,640 --> 00:14:49,740
‫مطمئن بودم که اون لیدی باگه.

240
00:14:52,160 --> 00:14:53,500
‫چرا این کار رو کردی؟

241
00:14:53,500 --> 00:14:57,500
‫برای اینکه بتونم درمانت کنم، داستانت رو
‫از همون اولش باید برام تعریف کنی.

242
00:14:57,500 --> 00:15:01,000
‫یادت میاد اولین بار کِی اون خشم رو
‫نسبت بهش حس کردی؟

243
00:15:32,500 --> 00:15:33,500
‫خال ها خاموش!

244
00:15:34,500 --> 00:15:36,000
‫آروم باش، همه چی مرتبه مرینت.

245
00:15:36,000 --> 00:15:38,000
‫اگلی آکوماتیز نشده.

246
00:15:38,000 --> 00:15:39,500
‫اون حتماً به خونه رفته، فقط همین.

247
00:15:40,000 --> 00:15:41,000
‫البته!

248
00:15:41,130 --> 00:15:42,310
‫ایده عالی ایه، تیکی!

249
00:15:42,590 --> 00:15:44,190
‫بیا به خونه اگلی بریم تا ببینیم.

250
00:15:46,690 --> 00:15:49,470
‫میخوای حرفی رو بزنم که دلت میخواد بشنوی؟

251
00:15:49,470 --> 00:15:50,790
‫البته که نه!

252
00:15:51,130 --> 00:15:53,110
‫مگه قرار نبود با آدرین ملاقات کنی؟

253
00:15:53,530 --> 00:15:55,270
‫به نظر میرسید براش خیلی مهم باشه.

254
00:15:55,890 --> 00:15:59,950
‫آره میدونم، ولی اول میخوام
‫مطمئن بشم حال اگلی خوبه.

255
00:16:00,170 --> 00:16:01,470
‫و میخوام بهش یکم شیرینی بدم.

256
00:16:01,500 --> 00:16:05,000
‫هیچی مثل یه شیرینی برای آروم کردن
‫و معذرت خواهی بابت رنجوندن کسی نیست.

257
00:16:08,000 --> 00:16:09,500
‫الو، مدیر داموکلیس؟

258
00:16:09,530 --> 00:16:10,830
‫مرینت دوپن چنگ هستم.

259
00:16:11,130 --> 00:16:13,030
‫میشه آدرس اگلی رو بهم بدید؟

260
00:16:13,250 --> 00:16:15,310
‫میخوام تکلیف های مدرسه رو براش ببرم.

261
00:16:19,470 --> 00:16:21,010
‫گابریل من رو از سیستم حذف کرد.

262
00:16:21,110 --> 00:16:22,970
‫وسواس اون ممکنه باعث بشه
‫همه چی رو از دست بدیم.

263
00:16:23,000 --> 00:16:24,000
‫به عمارتش برو.

264
00:16:24,070 --> 00:16:25,210
‫چشم و دست های من باش.

265
00:16:30,000 --> 00:16:34,500
‫مادر من، توموئه تسوروگی،
‫همدست ابرشرور مونارک بود...

266
00:16:34,500 --> 00:16:36,500
‫یعنی همون دارنده قبلی میراکلس پروانه.

267
00:16:37,250 --> 00:16:38,850
‫خانم تسوروگی مادرته؟

268
00:16:39,000 --> 00:16:40,600
‫یکی از چندین مادر، ولی موضوع این نیست.

269
00:16:40,890 --> 00:16:42,190
‫پس موضوع چیه؟

270
00:16:42,630 --> 00:16:45,730
‫خانم تسوروگی بهم مأموریت داد که
‫گابریل آگرست رو زیر نظر داشته باشم.

271
00:16:49,470 --> 00:16:51,550
‫اون میترسید که گابریل بهش خیانت کنه.

272
00:16:56,650 --> 00:16:58,950
‫گابریل آگرست همون مونارک بود.

273
00:16:59,130 --> 00:17:00,310
‫حافظه دروغ نمیگه.

274
00:17:00,590 --> 00:17:01,710
‫ولی غیرممکنه.

275
00:17:01,870 --> 00:17:04,130
‫لیدی باگ بهم گفت اون بود
‫که مونارک رو شکست داد.

276
00:17:04,369 --> 00:17:06,130
‫این چیزی بود که اون میخواست همه باور کنن.

277
00:17:06,500 --> 00:17:07,500
‫ولی من اونجا بودم.

278
00:17:08,000 --> 00:17:09,000
‫میدونستم.

279
00:17:09,000 --> 00:17:13,000
‫و اینطوری بود که میراکلس پروانه رو
‫به دست آوردم، خانم دکتر.

280
00:17:39,500 --> 00:17:41,000
‫اوه، اون اینجا نیست.

281
00:17:41,220 --> 00:17:43,100
‫میتونی بعد از پیدا کردن آدرین برگردی.

282
00:17:43,240 --> 00:17:44,560
‫شاید تا الان رسیده باشه.

283
00:17:45,000 --> 00:17:49,000
‫یا شاید خونه زیر پتو باشه، و داره برای
‫حرف هایی که زدم کلی گریه میکنه...

284
00:17:49,000 --> 00:17:51,000
‫و دیگه هیچ وقت نمیخواد با کسی حرف بزنه.

285
00:17:51,360 --> 00:17:53,100
‫من همین الان باید وارد این ساختمون بشم.

286
00:17:53,200 --> 00:17:54,460
‫و چطوری میخوای این کار رو بکنی؟

287
00:17:58,000 --> 00:17:59,000
‫آه!

288
00:18:01,000 --> 00:18:02,000
‫الو؟

289
00:18:02,000 --> 00:18:03,000
‫سلام دکتر.

290
00:18:03,500 --> 00:18:04,500
‫خب؟

291
00:18:04,500 --> 00:18:05,500
‫بفرمایید؟

292
00:18:05,500 --> 00:18:06,500
‫میشه در رو باز کنید؟

293
00:18:06,500 --> 00:18:07,500
‫وقت قبلی داری؟

294
00:18:08,000 --> 00:18:09,000
‫آره.

295
00:18:09,000 --> 00:18:10,500
‫یعنی نه، ولی...

296
00:18:10,640 --> 00:18:13,580
‫سر، شونه، زانو و پاهام درد میکنن.

297
00:18:13,740 --> 00:18:14,820
‫حالم خیلی بده.

298
00:18:15,500 --> 00:18:16,500
‫خیلی خب.

299
00:18:16,500 --> 00:18:17,500
‫بفرما تو.

300
00:18:17,500 --> 00:18:18,500
‫آه!

301
00:18:18,500 --> 00:18:19,500
‫همین الان کلی بهتر شدم.

302
00:18:32,500 --> 00:18:36,500
‫اگلی، مرینت هستم.
‫بابت حرفی که زدم خیلی متأسفم.

303
00:18:36,500 --> 00:18:38,000
‫اومدم ازت عذرخواهی کنم.

304
00:18:38,000 --> 00:18:40,500
‫منظورم این نبود که
‫آکوماتایز شدن کار ساده ایه.

305
00:18:40,500 --> 00:18:42,000
‫اصلاً درست فکر نکردم.

306
00:18:42,500 --> 00:18:44,500
‫برات شیرینی آوردم، اگه بذاری بیام تو...

307
00:18:44,500 --> 00:18:45,500
‫هی دختر.

308
00:18:45,500 --> 00:18:47,500
‫چرا توی راهرو اینطوری داد و بیداد میکنی؟

309
00:18:47,500 --> 00:18:50,000
‫اگه میخوای داستان زندگیت رو تعریف کنی،
‫پیش روانپزشک برو.

310
00:18:51,500 --> 00:18:52,500
‫روانپزشک؟

311
00:18:52,500 --> 00:18:53,500
‫البته.

312
00:18:53,500 --> 00:18:54,500
‫حق با شماست.

313
00:18:54,500 --> 00:18:56,000
‫حتماً پیش روانپزشکه.

314
00:18:56,000 --> 00:18:57,500
‫دمتون گرم، آقا!

315
00:19:04,000 --> 00:19:09,500
‫مردی که با اسم های هاکماث، شدوماث،
‫و در نهایت، مونارک شناخته میشد...

316
00:19:09,500 --> 00:19:15,000
‫آقای گابریل آگرست و خانم توموئه تسوروگی رو
‫مجبور به ساخت حلقه های آلاینس کرده بود.

317
00:19:15,840 --> 00:19:16,840
‫دیدی چی گفت؟

318
00:19:17,000 --> 00:19:18,500
‫حرف هاش دروغه.

319
00:19:18,500 --> 00:19:19,500
‫لیدی باگ دروغ گفت.

320
00:19:19,500 --> 00:19:20,500
‫چرا؟

321
00:19:21,000 --> 00:19:22,000
‫آه!

322
00:19:23,220 --> 00:19:25,920
‫هیچکس بی دلیل دروغ نمیگه.

323
00:19:26,500 --> 00:19:29,500
‫اون فقط میخواسته از کسی محافظت کنه.

324
00:19:29,500 --> 00:19:34,000
‫کسی که از فهمیدن اینکه گابریل آگرست
‫یه ابرشرور بوده، دلش میشکست.

325
00:19:34,000 --> 00:19:36,000
‫فقط باید میفهمیدم اون کی میتونه باشه.

326
00:19:36,000 --> 00:19:37,500
‫خانم دکتر، فهمیدی کیه؟

327
00:19:38,000 --> 00:19:39,000
‫نه.

328
00:19:39,140 --> 00:19:40,840
‫معلومه، پسر گابریل.

329
00:19:42,460 --> 00:19:43,700
‫آدرین آگرست.

330
00:19:44,500 --> 00:19:49,500
‫و کی آدرین رو اونقدر دوست داره که
‫به کل دنیا دروغ بگه تا ازش محافظت کنه؟

331
00:19:49,620 --> 00:19:51,820
‫مرینت دوپن چنگ.

332
00:19:54,500 --> 00:19:55,680
‫این توی حافظه توئه؟

333
00:19:56,000 --> 00:19:58,000
‫نه، باید گوشی تو باشه.

334
00:19:58,000 --> 00:19:59,000
‫ببخشید.

335
00:20:04,170 --> 00:20:05,670
‫روی پیغام گیر رفت.

336
00:20:06,650 --> 00:20:09,310
‫شاید روانپزشک اگلی امروز سر کار نباشه.

337
00:20:09,500 --> 00:20:14,500
‫یا شاید وسط جلسه اگلیه و لازم شده
‫از طرف من توی خونه باهاش حرف بزنه.

338
00:20:26,500 --> 00:20:28,000
‫مرینت، من محل قرار هستم.

339
00:20:28,000 --> 00:20:29,000
‫منتظرت هستم.

340
00:20:29,000 --> 00:20:30,000
‫می‌بینمت.

341
00:20:40,500 --> 00:20:42,000
‫رمز عبوری نداره برای...

342
00:20:44,500 --> 00:20:46,000
‫مرینت، من محل قرار هستم.

343
00:20:46,000 --> 00:20:47,000
‫منتظرت هستم.

344
00:20:47,000 --> 00:20:48,000
‫می‌بینمت.

345
00:20:49,280 --> 00:20:52,240
‫فکر میکنی برای گفتن حرفی که
‫میخواستی به آدرین بزنی داری لفتش میدی؟

346
00:20:53,500 --> 00:20:54,500
‫آره خب، ولی...

347
00:20:54,640 --> 00:20:55,860
‫اگلی ممکنه در خطر باشه.

348
00:20:56,120 --> 00:20:58,320
‫اگه پیش روانپزشکه، جاش امنه.

349
00:21:00,200 --> 00:21:02,460
‫و باید ازش معذرت خواهی کنم
‫و شیرینی ها رو بهش بدم.

350
00:21:03,640 --> 00:21:05,300
‫معمولاً یه رمز چهار رقمیه.

351
00:21:05,640 --> 00:21:08,360
‫پس دقیقاً ۱۰ هزار ترکیب ممکن وجود داره.

352
00:21:08,500 --> 00:21:09,500
‫فقط همین؟

353
00:21:09,500 --> 00:21:11,000
‫پس سریع میشه همه‌ رو امتحان کرد.

354
00:21:11,500 --> 00:21:13,000
‫صفر، صفر، صفر، صفر.

355
00:21:13,000 --> 00:21:14,500
‫آه، این نیست.

356
00:21:14,500 --> 00:21:16,000
‫صفر، صفر، صفر، یک.

357
00:21:17,000 --> 00:21:18,000
‫این هم نیست.

358
00:21:18,500 --> 00:21:20,000
‫صفر، صفر، صفر، دو.

359
00:21:20,500 --> 00:21:21,500
‫این هم نیست.

360
00:21:21,500 --> 00:21:26,500
‫خانم دکتر، من مطمئن بودم که
‫مرینت دوپن چنگ همون لیدی باگه.

361
00:21:26,500 --> 00:21:28,500
‫فقط باید بفهمم چی رو جا انداختم.

362
00:21:30,000 --> 00:21:40,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>
